شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٥٧ - نصوح (تحريم/ ٨ )
«من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و شرط خيرخواهى را انجام دادم، ولى (چكنم) كه شما خيرخواهان را دوست نداريد»
در برابر ستيزهجويى آنها، مجازات الهى كه طبق قانون انتخاب اصلح و از ميان بردن موجودات فاسد و مفسد صورت مىگيرد، به سراغشان آمد و با وقوع زلزلهاى وحشتناك، قصرها و خانههايشان فروريخت و صبحگاهان جسم بىجانشان در خانههايشان باقى ماند.
(ج ٢٢١/٦ و ٢٣٩ تا ٢٤١.)
نصوح: (تحريم/ ٨.) ○
از مادّۀ «نصح» (بر وزن صلح) در اصل به معنى «خيرخواهى خالصانه» است و لذا به عسل خالص «ناصح» گفته مىشود و از آنجا كه خيرخواهى واقعى بايد توأم با محكمكارى باشد واژۀ «نصح» گاه به اين معنى آمده است، به همين جهت به نماى محكم «نصاح» (بر وزن كتاب) و به خياط «ناصح» گفته مىشود و اين هردو معنى يعنى «خالص بودن» و «محكم بودن» در توبه «نصوح» بايد جمع باشد.
بعضى تصور مىكنند «نصوح» نام شخص خاصى بوده است و در اين زمينه داستان مفصلى به عنوان توبۀ نصوح نقل كردهاند، ولى بايد توجه داشت نصوح اسم كسى نيست، بلكه معنى وصفى دارد، هرچند داستان معروف ممكن است صحت داشته باشد.
در اينكه توبۀ نصوح چيست؟ تفسيرهاى زيادى براى آن ذكر كردهاند تا آنجا كه بعضى شمارۀ تفسيرهاى آن را بالغ بر بيستوسه تفسير دانستهاند١
«توبۀ نصوح» آن است كه واجد چهار شرط باشد: پشيمانى قلبى، استغفار زبانى، ترك گناه
(○) يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اَللّٰهِ تَوْبَةً نَصُوحاً... «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، توبه كنيد توبۀ خالصى...» تحريم/ ٨.
(١) تفسير قرطبى، ج ٦٧٦٦/١٠.