شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٣١ - نَنْسَخْ (بقره/ ١٠٦ )
نَسْتَنْسِخُ : (جاثيه/ ٢٩.) *
از «استنساخ»، در اصل از «نسخ» گرفته شده كه به معنى زايل كردن چيزى به وسيلۀ چيز ديگر است، مثلا گفته مىشود: نسخت الشّمس الظّلّ. «خورشيد سايه را از ميان برد»، سپس در مورد نوشتن كتابى از روى كتاب ديگر به كار رفته است بىآنكه كتاب اوّل نابود شود (زيرا مكان آن به مكان ديگر و در جاى مناسب ديگر قرار گرفته است).
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه اگر خدا فرمان داده است اعمال آدمى را «استنساخ» كنند بايد قبل از آن كتابى باشد كه از روى آن كتاب، نامۀ اعمال نوشته شود، لذا بعضى معتقدند كه نامۀ اعمال همۀ انسانها قبلا در لوح محفوظ نوشته شده است و فرشتگان حافظ اعمال آدمى، آن را از روى لوح محفوظ استنساخ مىكنند.
امّا اين معنى چندان متناسب با آيۀ مورد بحث نيست، آنچه مناسب است يكى از دو معنى است: يا «استنساخ» در اينجا به معنى اصل كتابت است (چنانكه بعضى از مفسران گفتهاند) و يا خود اعمال آدمى همچون كتابى است تكوينى كه فرشتگان حافظان اعمال از روى آن نسخهبردارى و عكسبردارى مىكنند، لذا در آيات ديگر قرآن نيز به جاى اين تعبير، تعبير به «كتابت» آمده است، در آيۀ ١٢ سورۀ يس مىخوانيم:
در روايتى از امير مؤمنان على (ع) آمده است: انّ للّه ملائكة ينزلون فى كلّ يوم يكتبون فيه اعمال بنى آدم. «خداوند فرشتگانى دارد كه همه روز از آسمان نازل مىشوند و اعمال بنى آدم را مىنويسند.»
(*) ... إِنّٰا كُنّٰا نَسْتَنْسِخُ مٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. «ما آنچه انجام مىداديد مىنوشتيم» جاثيه/ ٢٩.