شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤١٨ - نُزِّلَ (فرقان/ ٣٢ )
نُزِّلَ : (فرقان/ ٣٢.)
از باب تفعيل (تنزيل) است (صيغۀ ماضى مجهول). اين آيه بيانگر يكى ديگر از بهانهجوييهاى كافران است كه چرا قرآن يكجا بر پيامبر (ص) نازل نشده؟ آيا بهتر نيست كه اول و آخر و تمام محتواى اين كتاب يكجا نازل شود تا مردم بيشتر به عظمت آن واقف گردند؟ و چرا اين آيات، تدريجا و با فواصل مختلف زمانى نازل مىشود؟
درست است كه طبق روايات (بلكه ظاهر بعضى از آيات) قرآن دو نزول داشته: يكى «نزول دفعى» و يكجا در شب قدر بر قلب پيامبر (ص) و ديگر «نزول تدريجى» در ٢٣ سال، ولى بدون شك آنچه جنبۀ رسميت داشته و پيامبر و مردم با آن روبرو بودهاند، نزول تدريجى قرآن است و همين نزول تدريجى، اسباب ايراد دشمنان بهانهگير شده بود كه چرا قرآن يكمرتبه نازل نمىشود؟ و يكباره در اختيار مردم قرار نمىگيرد؟ تا آگاهتر و روشنتر شوند، ولى قرآن با يك جملۀ كوتاه و پرمعنى به آنها پاسخ مىدهد و مىگويد:
بدون شك هم از نظر تلقى وحى و هم از نظر ابلاغ به مردم، اگر مطالب بهطور تدريجى و طبق نيازها پياده شود بسيار مؤثر خواهد بود، زيرا اشخاص تربيتشونده قدمبهقدم راه را مىپيمايند و براى هر روز آنها برنامهاى تنظيم مىشود تا از مرحلۀ پايين به مرحلۀ عالى برسند، بعلاوه قرآن يك كتاب كلاسيك نيست كه دربارۀ موضوع يا علم معينى صحبت كند، بلكه يك برنامۀ زندگى است. بسيارى از آيات قرآن به مناسبتهاى تاريخى نازل شده، مانند جنگ بدر و احد و احزاب و حنين، آيا معنى دارد كه اينها يكجا نوشته شود و به مردم عرضه گردد؟ به تعبير ديگر قرآن مجموعهاى است از اوامر و نواهى، احكام و قوانين، تاريخ و موعظه و مجموعهاى از استراتژى و تاكتيكهاى مختلف در برخورد با حوادثى كه در مسير
(*) وَ قٰالَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً... «و كافران گفتند: چرا قرآن يكجا بر او (بر پيامبر) نازل نمىشود؟» فرقان/ ٣٢.