شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٨٤ - ن ج د
منثور: (انسان/ ١٩.) ●
اسم مفعول به معنى «پراكنده و افشانده» است از مادّۀ «نثر» به معنى «پراكنده ساختن» و آيۀ مورد بحث در مورد طراوت و زيبايى و نشاط نوجوانان بهشتى است كه بر گرد بهشتيان طواف مىكنند و از آنها تعبير به لؤلؤ منثور (مرواريدهاى پراكنده) شده است كه نشانۀ زيبايى و صفا و درخشندگى و جذابيت آنهاست.
در آيۀ ٢٣ سورۀ فرقان نيز به واژۀ منثور برمىخوريم، آنجا كه وضع اعمال مجرمان را در آخرت مجسّم ساخته، مىگويد
در اين آيه «هباء» به معنى ذرات بسيار ريز غبار است و «منثور» پراكندگى آنهاست كه در حال عادى ابدا به چشم نمىآيد و اين آيه نظير آيۀ ١٨ سورۀ ابراهيم است كه مىگويد:
«اعمال كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند همچون خاكسترى است در برابر تندباد در يك روز طوفانى» (ج ٥٨/١٥-٥٩، ج ٣٦٨/٢٥.)
ن ج د
نجدين : (بلد/ ١٠.) *
تثنيه نجد و «نجد» در اصل به معنى «مكان مرتفع» است در مقابل «تهامه» كه به سرزمينهاى پست گفته مىشود، يا به تعبير ديگر «بلند بوم» و «پست بوم» است و در آيۀ مورد بحث:
اين تفسير در حديثى از امير مؤمنان على (ع) نقل شده١
(●) ... إِذٰا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً. «هرگاه آنها (آن نوجوانان) را ببينى گمان مىكنى مرواريد پراكندهاند» انسان/ ١٩.
(*) وَ هَدَيْنٰاهُ اَلنَّجْدَيْنِ. «و او را (انسان را) به خير و شر هدايت نموديم (و آگاه ساختيم)» بلد/ ١٠.
(١) مجمع البيان، ذيل آيۀ مورد بحث.