شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٨٣ - ن ت ق
ن ت ق
نَتَقْنَا : (اعراف/ ١٧١.) *
از مادّۀ «نتق» (بر وزن قلع) در اصل به معنى كندن چيزى از جايش و به سوى ديگرى پرتاب كردن است، به زنانى كه زياد فرزند مىآورند نيز «ناتق» مىگويند، زيرا به آسانى فرزند را از محيط رحم جدا كرده، به زمين مىگذارند.
آيۀ مورد بحث، آخرين آيه از سورۀ اعراف است و بطوركلى در اين سوره پيرامون زندگى بنى اسرائيل سخن گفته شده و از آنجا كه احكام تورات را قبول نمىكردند و به كار نمىبستند خداوند تعالى كوه را بر فراز آنها همچون سايبانى نگه داشت، آنچنانكه گمان كردند بر آنها فرود خواهد آمد، (ج ٤٣٧/٦.)
ن ث ر
اِنْتَثَرَتْ : (انفطار/ ٢.) ○
در اصل از مادّۀ «نثر» (بر وزن نصر) به معنى «پراكنده ساختن» و «انتثار» به معنى پراكنده شدن است و از آنجا كه پراكنده شدن ستارگان (همانند گردنبندى كه رشتۀ آن گسيخته باشد) سبب مىشود كه هركدام در گوشهاى بيفتد بسيارى از مفسران آن را به معنى سقوط ستارگان تفسير كردهاند و اين لازمۀ معنى پراكندگى است. (ج ٢٠٩/٢٦-٢١٠.)
(*) وَ إِذْ نَتَقْنَا اَلْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ... «و (به خاطر بياور) هنگامى كه كوه را بالاى سر آنها (بنى اسرائيل) همچون سايبانى بلند كرديم...» اعراف/ ١٧١.
(○) وَ إِذَا اَلْكَوٰاكِبُ اِنْتَثَرَتْ. «و آن زمان كه ستارگان پراكنده شود و فروريزد» انفطار/ ٢.