شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٩٦ - م س خ
امّا بارها گفتهايم مسائلى برخلاف جريان عادى طبيعى وجود دارد، گاهى به صورت معجزات پيامبران و زمانى به صورت اعمال خارق العادهاى كه از پارهاى از انسانها سر مىزند، هرچند پيامبر نباشند (كه البته با معجزات متفاوت است)، بنابراين پس از قبول امكان وقوع معجزات و خارق عادات، مسخ و دگرگون شدن صورت انسانى به انسان ديگر مانعى ندارد، زيرا وجود چنين خارق عاداتى نه استثناء در قانون عليت است نه برخلاف عقل و خرد، بلكه تنها يك جريان «عادى» طبيعى در اينگونه موارد شكسته مىشود كه نظيرش را در انسانهاى استثنائى كرارا ديدهايم١
بنابراين هيچ مانعى ندارد كه مفهوم ظاهر كلمۀ «مسخ» كه در آيۀ مورد بحث و بعضى ديگر از آيات قرآن آمده است بپذيريم و بيشتر مفسران همين تفسير را پذيرفتهاند؛ ولى بعضى از مفسران كه در اقليت هستند معتقدند كه مسخ به معنى «مسخ روحانى» و دگرگونى صفات اخلاقى است، به اين معنى كه صفاتى همانند ميمون يا خوك در انسانهاى سركش و طغيانگر پيدا مىشود و روآوردن به تقليد كوركورانه و توجۀ شديد به شكمپرستى و شهوترانى كه از صفات بارز اين دو حيوان است در آنها آشكار گردد.
(١) بعضى از نويسندگان معاصر، با ذكر مدارك زندهاى نمونههاى فراوانى از انسانها يا حيوانهاى استثنائى را جمعآورى كردهاند كه كاملا جالب است، از جمله كسانى كه با انگشتان خود مىتوانستند خطوط را بخوانند، يا بانويى كه به فاصلۀ دو ماه وضع حمل مجدد كرد و در هر نوبت دو فرزند به دنيا آورد و يا كودكى كه قلبش در بيرون قفسۀ سينه قرار داشت و بانويى كه تا لحظۀ وضع حمل از باردار بودن خود هيچگونه اطلاعى نداشت و مانند اينها، براى اطلاع بيشتر، رجوع كنيد به: كتاب «آيا صبح نزديك نيست»، ص ٨٤ تا ٨٦.