شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٩٤ - امْسَحُوا (نساء/ ٤٣ )
ديگر اينكه اطلاق «مسيح» كه به معنى «مسحكننده» يا «مسحشده» است بر عيسى (ع) ممكن است از اين نظر باشد كه او با كشيدن دست بر بدن بيماران غيرقابل علاج، آنها را به فرمان خدا شفا مىداد، چون اين افتخار از آغاز براى او پيشبينى شده بود خداوند نام او را قبل از تولد، مسيح گذاشت.
و يا به خاطر آن است كه او را از ناپاكى و گناه مسح كرد و پاك گردانيد، (زيرا مسيح بر وزن فعيل به معنى مفعول است و اطلاق آن بر عيسى (ع) به خاطر آن است كه از آلودگيها پاك شده است).
و يا براى آن است كه با «يمن و بركت» مسح شده و يا اينكه جبرئيل او را به هنگام ولادت با بال خود مسح كرده تا از وسوسه شيطان در امان باشد●*
به گفتۀ تفسير نمونه، از آنجا كه ممكن نيست، پيامبر از رحم ناپاك و آلودهاى بيرون آيد، پاكى مادر خود را با اين اعجاز ثابت كرد.
راغب در مفردات و ابن منظور در لسان العرب آورده است كه: كلمۀ «مسيح»، هم بر حضرت عيسى (ع) اطلاق شده به خاطر سير و سياحتش در زمين، يا به خاطر اينكه بيماران را با دست خود «مسح» مىكرد و آنها را به فرمان خدا شفا مىداد، و هم بر دجال اطلاق شده است به خاطر اينكه يك چشم بيشتر ندارد و جاى چشم ديگرش «ممسوح» و صاف است.
احتمال دارد يهود از فرط عصبانيت به خاطر شكستهاى پىدرپى بعد از ظهور پيامبر اسلام (ص) براستى در انتظار دجال، آن مرد دروغگو و فريبكار، بودند تا با او همصدا شوند
(●) تبيين اللغات لتبيان الآيات، ج ٤٦٧/٢.
(*) واژههاى قرآن، اثر: محمد رضائى.