شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٩٠ - م ز ج
م ز ج
مِزٰاجُهُ : (مطففين/ ٢٧.) *
واژۀ «مزج» به معنى «آميختگى» و «مزاج» به معنى «تركيب و مخلوط كردن» است (اختلاط و تركيب دو چيز باهم) و نيز به طبيعت و خلقوخوى آدمى «مزاج» گفته مىشود و جمع آن «امزجه» است. در آيۀ ١٧ سورۀ انسان در خصوص بهشتيان آمده است:
بسيارى از مفسران تصريح كردهاند كه عرب جاهلى از شرابهايى كه آميخته با زنجبيل بود لذت مىبرد، زيرا تندى مخصوصى به شراب مىداد و قرآن در اينجا از جامهايى سخن مىگويد كه شراب طهورش با زنجبيل آميخته است. (ج ٣٦٦/٢٥، ج ٢٧٨/٢٦.)
م ز ق
مَزَّقْنٰاهُمْ : (سبأ/ ١٩.) ○
از باب تفعيل (تمزيق) به معنى «پراكنده ساختن و متلاشى كردن» پس از مجتمع بودن آن است و «ممزّق» كه در همين آيه آمده، اسم مفعول به معنى «متلاشى و جدا شده» است و ريشۀ اصلى آن «مزق» (به فتح ميم) به معنى «دريدن و متلاشى شدن» است.
آيۀ مورد بحث مربوط به مجازات قوم ناسپاس و منحرف «سبأ» مىباشد، جمعيتى كه در جنوب جزيرۀ عربستان مىزيستند، داراى حكومتى عالى و تمدنى درخشان بودند و سرزمينى سبز و درختانى انبوه و ميوههايى فراوان و قريههايى آباد داشتند و از زندگى بسيار
(*) وَ مِزٰاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ. «اين شراب طهور ممزوج با تسنيم است» مطففين/ ٢٧.
(○) ... وَ مَزَّقْنٰاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ... «و جمعيّتشان را متلاشى ساختيم» سباء/ ١٩.