شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٧٠ - «م١٦٤٨ ارُوتَ» (بقره/ ١٠٢ )
١
دهخدا در لغتنامۀ خود نيز مطلبى در اين زمينه نقل كرده است كه بىشباهت به معنى اخير نيست.
عجيب اينكه: بعضى هاروت و ماروت را دو مرد از ساكنان بابل دانستهاند و بعضى حتى آنها را به عنوان شياطين معرفى كردهاند و افسانهها و اساطير عجيبى به وسيله داستانپردازان ساخته شده و به اين دو ملك بزرگ الهى بستهاند تا آنجا كه به آنها چهرۀ خرافى دادهاند، در حالى كه آيۀ مورد بحث، بوضوح اين مسائل را رد مىكند، آنچه از ميان همۀ اينها صحيحتر به نظر مىرسد و با موازين عقلى و تاريخى و منابع حديث سازگار است اين است كه به اختصار در ذيل مىخوانيد:
«در سرزمين بابل سحر و جادوگرى به اوج خود رسيد و باعث ناراحتى و ايذاى مردم شده بود. خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت كه عوامل سحر و طريق ابطال آن را به مردم بياموزند، تا بتوانند خود را از شرّ ساحران بركنار دارند؛ ولى اين تعليمات بالاخره قابل سوءاستفاده بود، چرا كه فرشتگان ناچار بودند براى ابطال سحر ساحران طرز آن را نيز تشريح كنند تا مردم بتوانند از اين راه به پيشگيرى پردازند. اين موضوع سبب شد كه گروهى پس از آگاهى از طرز سحر، خود در رديف ساحران قرار گرفتند و موجب مزاحمت تازهاى براى مردم شدند.
با اينكه آن دو فرشته به مردم هشدار دادند كه اين يك نوع آزمايش الهى براى شماست و حتى گفتند: سوء استفاده از اين تعليمات يك نوع كفر است، امّا آنها به كارهايى پرداختند كه موجب ضرر و زيان مردم شد٢
آنچه در بالا آورديم چيزى است كه در بسيارى از احاديث و منابع اسلامى آورده شده و هماهنگى آن با عقل و منطق آشكار است، از جمله حديثى كه از عيون اخبار الرضا (ع) نقل شده كه بروشنى اين معنى را تأييد مىكند٣
(١) اعلام قرآن، ص ٦٥٥.
(٢و٣) مجمع البيان، ذيل آيه، وسائل، ج ١٠٦/١٢-١٠٧.