شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٦٨ - «مدينة» (يس/ ٢٠ )
گاه گفته مىشود: اشاره به شدّت نزديكى خداوند به بندگان است و گاه گفته مىشود:
اشاره به آن است كه گردش دلها و فكرها به دست خداست (يا مقلّب القلوب و الابصار)، و گاه گفته مىشود: منظور اين است كه اگر لطف خدا نبود هرگز انسان به حقانيت حق و باطل بودن باطل، پى نمىبرد، و نيز گفتهاند: منظور اين است كه مردم بايد تا فرصت دارند در انجام طاعات و كار نيك تلاش كنند، زيرا خداوند ميان انسان و قلبش به وسيلۀ مرگ حائل ايجاد مىكند. امّا با يك نظر كلّى مىتوان همۀ اين تفسيرها را در يك تفسير واحد جمع كرد و آن اينكه خداوند در همهجا حاضر و ناظر است و به همۀ موجودات احاطه دارد در عين اينكه با موجودات اين جهان يكى نيست از آنها هم جدا و بيگانه نمىباشد، مرگ و حيات، علم و قدرت، آرامش و امنيّت، توفيق و سعادت همه در دست او و به قدرت اوست و به همين دليل نه انسان چيزى را مىتواند از او مكتوم دارد و نه كارى را بىتوفيق او انجام دهد و نه سزاوار است به غير او روى آورد و از غير او تقاضا كند، چرا كه او مالك همهچيز است و محيط به تمام وجود انسان. (ج ١٢٩/٧-١٣٠.)
اِمْرَأَ : (مريم/ ٢٨.) *
به معنى «مرد، انسان و آدمى» است. اين كلمه به شكلهاى: «امرؤ» (نساء/ ١٧٦) و «امرئ» (نور/ ١١) نيز نوشته مىشود و بيشتر به صورت نكره مىآيد و حركت «راء» در آن بستگى به اعراب آن دارد، مثلا در «امرؤ» چون مرفوع است، راء هم به متابعت آن مضموم است و نيز در «امرئ» چون مجرور است راء هم مكسور است.
توضيح اينكه «امرأ» و «امرؤ» هركدام يك بار و «امرئ» پنج بار در قرآن مجيد ذكر شده است. (تبيين اللغات و المعجم الاحصائى)
(*) يٰا أُخْتَ هٰارُونَ مٰا كٰانَ أَبُوكِ اِمْرَأَ سَوْءٍ وَ مٰا كٰانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا. «اى خواهر هارون، نه پدر تو مرد بدى بود و نه مادرت زن بدكارهاى» مريم/ ٢٨.