شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٦٠ - م خ ر
م خ ر
مَوٰاخِرَ : (نحل/ ١٤.) *
جمع «ماخرة» از مادّۀ «مخر» (بر وزن فخر) به معنى «شكافتن آب از چپ و راست» است و به صداى وزش بادهاى شديد نيز گفته مىشود و از آنجا كه كشتيها به هنگام حركت، آبها را با سينۀ خود مىشكافند به آنها «ماخر» يا «ماخرة» مىگويند. «ماخر» اسم فاعل به معنى «شكافندۀ آب». (ج ١٨١/١١-١٨٢.)
م خ ض
مخاض : (مريم/ ٢٣.) ○
به فتح ميم، از مادّۀ «مخض» (بر وزن شخص) به معنى «درد زايمان» يا «درد وضع حمل» است. اين مادّه در اصل به معنى اضطراب چيزى است، مانند جنبانيدن دلو در چاه يا تكان دادن ماست يا دوغ در مشك و به همين مناسبت به مشك يا خيك و ظرفى كه ماست را در آن تكان مىدهند تا كرهاش را بگيرند «ممخضة» گفته مىشود، سپس در معانى ديگر بهطور استعاره و تشبيه به كار رفته است●
(*) ... وَ تَرَى اَلْفُلْكَ مَوٰاخِرَ فِيهِ... «و كشتيها را مىبينى كه سينۀ دريا را مىشكافند» نحل/ ١٤.
(○) فَأَجٰاءَهَا اَلْمَخٰاضُ إِلىٰ جِذْعِ اَلنَّخْلَةِ... «درد وضع حمل، او را به كنار تنۀ درخت خرمايى كشاند...» مريم/ ٢٣.
(●) منجد الطّلاب؛ تبيين اللغات، مادّۀ «مخض».