شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٠٥ - يَلْمِزُونَ (توبه/ ٧٩ )
بههرحال اولى از مادۀ «همز» در اصل به معنى «شكستن» است و از آنجا كه افراد عيبجو و غيبتكننده شخصيّت ديگران را درهم مىشكنند به آنها «همزة» اطلاق شده.
و «لمزة» از مادّۀ «لمز» (بر وزن رمز) در اصل به معنى «غيبت كردن و عيبجويى نمودن» است.
در اينكه آيا اين دو واژه به يك معنى است و اشاره به غيبتكنندگان و عيبجويان مىكند؟ يا در ميان اين دو فرقى است؟ مفسران احتمالات زيادى دادهاند، بعضى آنها را به يك معنى گرفتهاند، در اين صورت، ذكر اين دو با هم براى تأكيد است، ولى بعضى گفتهاند «همزة» به معنى «غيبتكننده» و «لمزة» به معنى «عيبجو» است. بعضى ديگر «همزة» را به معنى كسانى كه با اشارات دست و سر عيبجويى مىكنند و «لمزة» را به معنى كسانى كه با زبان اين كار را انجام مىدهند دانستهاند.
بعضى اوّلى را اشاره به عيبجويى روبرو، و دومى را به عيبجويى پشتسر مىدانند و بعضى اولى را به معنى عيبجويى آشكار و دومى را عيبجويى پنهان و با اشارۀ چشم و ابرو شمردهاند.
گاه گفته شده هردو به معنى كسى است كه مردم را با القاب زشت و زننده ياد مىكنند و بالاخره در سخنى از ابن عباس آمده است كه در تفسير اين دو چنين مىگفت: «آنها كسانى هستند كه سخنچينى مىكنند و ميان دوستان جدايى مىافكنند و مردم را با عيوب توصيف مىكنند١
گويا ابن عباس اين سخن را از حديثى كه از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است استفاده كرده، آنجا كه فرمود: «آيا شما را از شريرترين افراد خبر دهم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمود: آنها كه بسيار سخنچينى مىكنند، در ميان دوستان جدايى مىافكنند و براى افراد پاك و بيگناه در جستجوى عيوبند٢
(١) تفسير فخر رازى، ج ٩٢/٣٢.
(٢) اصول كافى، جلد ٢، باب النميمة، حديث ١.