شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٧ - متكبّر (حشر/ ٢٣ )
از همۀ آنها استفاده مىشود كه منظور، تكبّر از قبول حق است.
در سورۀ نوح آيۀ ٧ مىخوانيم:
و در سورۀ منافقين، آيۀ ٥ مىخوانيم:
و در سورۀ جاثيه، آيۀ ٨ دربارۀ همين گروه مىخوانيم:
در حقيقت بدترين استكبار همان تكبّر از قبول حق است، چرا كه تمام راههاى هدايت را به روى انسان مىبندد و تمام عمر در بدبختى و گناه و بىايمانى مىماند.
على (ع) در نهج البلاغه در خطبۀ قاصعه صريحا شيطان را به عنوان سلف المستكبرين «پيشكسوت و سرسلسلۀ مستكبران» معرفى مىكند، چرا كه او نخستين گام را در مخالفت با حق و عدم تسليم در مقابل اين واقعيت كه آدم از او كاملتر است برداشت.
به اين ترتيب تمام كسانى كه از پذيرش حق سرباز مىزنند، خواه از نظر مالى تهيدست باشند يا متمكن، مستكبرند، ولى نمىتوان انكار كرد كه در بسيارى از اوقات تمكن زياد مالى سبب مىشود كه انسان از پذيرش حق خوددارى كند.
در روضۀ كافى از امام صادق (ع) مىخوانيم: «كسى كه براى خود بر ديگرى امتياز قايل است، از مستكبران است. راوى حديث مىگويد: از امام پرسيدم كه آيا مانعى دارد اگر انسان كسى را مشغول گناه ببيند، براى خود كه مرتكب گناه نيست امتيازى بر او قايل باشد؟ امام فرمود اشتباه كردى، چهبسا خدا سرانجام گناه او را ببخشد، ولى تو را در پاى حساب حاضر سازد، آيا قصّۀ ساحران زمان موسى را در قرآن نخواندى؟» (كه يك روز