شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٤٠ - ك و ن
ك و ن
كُنْ در جملۀ كُنْ فَيَكُونُ : (يس/ ٨٢.) *
واژۀ «كن» (بودهباش) جملهاى نيست كه خداوند به صورت لفظ بيان كند، چرا كه او نه لفظى دارد و نه نيازمند به الفاظ است، بلكه منظور همان تعلق ارادۀ او به ايجاد و ابداع چيزى است و تعبير به كلمۀ «كن» به خاطر آن است كه از اين تعبير، كوتاهتر و كوچكتر و سريعتر تصور نمىشود. آرى تعلق ارادۀ او به چيزى همان، و موجود شدن آن همان است.
و به تعبير ديگر: هنگامى كه خداوند چيزى را اراده كند بلافاصله تحقق مىيابد بهطورى كه در ميان «ارادۀ» او و «وجود اشياء» چيزى فاصله نيست، بنابراين تعبير به «امر» و «قول» و جمله «كن» همه توضيحى است براى مسألۀ خلق و ايجاد، و چنانكه گفتيم در اينجا امر لفظى و قول و سخن و كلمۀ «كاف و نون» مطرح نيست، همۀ اينها بيانگر تحقق سريع اشياء بعد از تعلق اراده الهى است؛ او چه حاجتى به الفاظ و كلمات دارد؟ و اصولا بعد از تعلق مشيّت او بر ايجاد چيزى وساطت الفاظ بىمعنى است.
به تعبير روشنتر، در افعال خداوند دو مرحله بيشتر وجود ندارد: مرحلۀ اراده و مرحلۀ ايجاد، كه در آيۀ مورد بحث از مرحله دوم به عنوان امر و قول و جملۀ «كن» تعبير شده است.
جمعى از مفسران قديم پنداشتهاند، در اينجا قول و سخنى در كار است و آن را يكى از اسرار ناشناخته مىدانند، آنها در حقيقت در پيچوخم لفظ گرفتار شدهاند و از محتوا و معنى آن بيخبر ماندهاند و كارهاى الهى را با مقياس وجود خود سنجيدهاند.
امير مؤمنان على (ع) در يكى از خطبههاى نهج البلاغه مىفرمايد:
يقول لما اراد كونه كن فيكون●
(*) إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ. «فرمان او تنها اين است كه هرگاه چيزى را اراده كند به او مىگويد: «موجود باش» آن نيز بلافاصله موجود مىشود» يس/ ٨٢.
(●) در بعضى از نسخ نهج البلاغه به جاى «لما اراد» جملۀ «لمن اراد» آمده است، ولى مناسب همان اول است.