شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٣٢ - كهف (كهف/ ١٦ )
خطوط رحمت الهى بر ديوار چنين غارى نقش بسته و آثار لطف پروردگار در فضايش موج مىزد، خبرى از بتهاى رنگارنگ مسخره در آن نبود و دامنۀ طوفان ظلم جباران به آن كشيده نمىشد.
انسان را از آن فضاى محدود و خفقانبار محيط جهل و جنايت رهايى مىبخشيد و در فراخناى انديشه آزاد غوطهور مىساخت.
آرى اين جوانمردان موحّد آن دنياى آلوده را كه با تمام وسعتش زندان جانكاهى بود ترك گفتند و به غار خشك و تاريكى كه ابعادش همچون فضايى بيكران مىنمود روى آوردند.
درست همچون يوسف پاكدامن كه هرچه به او اصرار كردند اگر تسليم هوسهاى سركش همسر زيباى عزيز مصر نشوى، زندان تاريك و وحشتناك در انتظار تو است، او بر استقامتش افزود و سرانجام اين جملۀ عجيب را به پيشگاه خداوند عرضه داشت:
... رَبِّ اَلسِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمّٰا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلاّٰ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ...
«پروردگارا! زندان با آن همه دردهاى جانكاهش نزد من از اين آلودگى كه مرا به آن دعوت مىكنند، محبوبتر است و اگر وسوسههاى آنها را از من دفع نكنى من در دام آنها گرفتار خواهم شد» (يوسف/ ٣٢.)
قابل ذكر است كه الف و لام در كلمه «الكهف» - آنطور كه در قرآن آمده - شايد اشاره به اين باشد كه اصحاب كهف، غار معينى را در نقطه دوردستى در نظر گرفته بودند كه اگر تبليغات توحيدىشان به ثمر نرسد براى نجات خود از آن محيط آلوده و تاريك به آن غار پناه برند.