شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٥٢ - ذو القرنين (كهف٨٣/ )
بر اين تنبه و بيدارى است.
از اين گذشته ارتباط دادن اين دو آيه با يوسف به قدرى بعيد و خلاف ظاهر است كه با هيچيك از معيارهاى ادبى سازگار نيست.[*](ج ٤٣٣/٩-٤٣٤.)
رحمت:(يونس٥٨/.)[**]
در اصل به معنى«بخشيدن،احسان و نيكويى كردن»است،مىفرمايد:
«بگو به فضل و رحمت خدا بايد خوشحال شوند كه از آنچه گردآورى كردهاند بهتر است» يونس٥٨/.
در اين آيه،«رحمت»همان نعمتهاى مادى و معنوى الهى است كه شامل حال انسانهاى شايسته مىشود.
در كتاب«مفردات»مىخوانيم:«رحمت»هرگاه به خدا نسبت داده شود به معنى«نعمت بخشيدن»است و هنگامى كه به انسانها نسبت داده شود،به معنى«رقت قلب و عطوفت»است.
(ج ٣١٨/٨.) رحمان و رحيم:(اول هر سوره)[***]نام«رحمان»بعد از نام«اللّه»گستردهترين مفهوم را در ميان نامهاى پروردگار دارد،زيرا مىدانيم خداوند داراى دو رحمت است:«رحمت عام»و«رحمت خاص».نام«رحمان»اشاره به«رحمت عام»اوست كه همگان را شامل مىشود،و نام«رحيم»اشاره به«رحمت خاص» اوست كه مخصوص اهل ايمان و طاعت است و شايد به همين دليل نام«رحمان»بر غير خدا هرگز اطلاق نمىشود(مگر اين كه با كلمۀ«عبد»همراه باشد)ولى وصف«رحيم»به ديگران نيز گفته مىشود،چرا كه هيچكس داراى رحمت عام جز او نيست،اما رحمت خاص هرچند به صورت ضعيف در ميان انسانها و موجودات ديگر نيز وجود دارد.[****]
دربارۀ«رحمت عام و رحمت خاص»،تفسير نمونه به تفصيل سخن گفته است به جلد اول، صفحه ٢٢ به بعد مراجعه فرماييد.(ج ٩٧/٢٣.)
*)تفسير نمونه براى اثبات اين مدعا دلايلى ذكر كرده است،رجوع فرماييد به جلد نهم،صفحه ٤٣٤.
**)قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمّٰا يَجْمَعُونَ.يونس٥٨/.
***)بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ.
****) الاتقان مىنويسد واژۀ«رحمان»كلمهاى است«عبرى»و در اصل«رحمان»(با خاء)بوده است.