شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٠٨ - صَفّ (صف٤/ )
غبار بيابان را با خود حمل مىكنند،زرد و تيرهاند.
احتمال چهارمى نيز وجود دارد كه«مصفر»به معنى«خالى»است،زيرا همان گونه كه «راغب»در مفردات گفته است:ظرف خالى از محتوا و شكم خالى از غذا و يا رگهايى كه از خون خالى شده است،صفر(بر وزن سفر)ناميده مىشود،بنابراين تعبير فوق در اين جا اشاره به بادهايى است كه از باران خالى است(در اين صورت ضمير«رأوه»به ريح بازمىگردد )،ولى تفسير اول از همه مشهورتر مىباشد.(ج ٤٧٤/١٦-٤٧٥.)
ص ف ص ف
صَفصَف:(طه١٠٦/.)[*]
آيۀ مورد بحث در توصيف قيامت و صحنههاى هولانگيز آن است كه پس از متلاشى شدن كوهها و پراكنده شدن ذرات آنها،«خداوند صفحۀ زمين را به صورت زمينى صاف و مستوى و بىآب و گياه در مىآورد».
واژۀ«صفصف»گاهى به معنى زمينى كه خالى از هرگونه گياه است تفسير شده،و گاه به معنى زمين صاف،و از مجموع اين دو صفت استفاده مىشود كه در آن روز،كوهها و گياهان همگى از صفحۀ زمين محو مىشوند و زمينى صاف و ساده باقى مىماند.(ج ٣٠٢/١٣.)
ص ف ف
صَفّ:(صف٤/.)[**]
در اصل معنى مصدرى دارد و به معنى قرار گرفتن چيزى در خط صاف و مستوى است و نيز به معنى در صف جنگ قرار گرفتن است،ولى در آيۀ مورد بحث معنى اسم فاعل را دارد،آيه مىگويد:«خداوند كسانى را دوست مىدارد كه در راه او پيكار مىكنند همچون بنايى آهنين»(فِي سَبِيلِهِ صَفًّا)صف٤/.
در حديثى آمده است كه امير مؤمنان على(ع)در ميدان«صفين»هنگامى كه مىخواست
[*]فَيَذَرُهٰا قٰاعاً صَفْصَفاً.«سپس زمين را صاف و هموار و بىآب و گياه رها مىسازد»طه١٠٦/.
[**]إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيٰانٌ مَرْصُوصٌ.صف٤/.