شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٣٧ - سرب (كهف٦١/ )
قلب براى رسانيدن غذا و اكسيژن و آب به تمام سلولهاى بدن،حتى خطوط سر انگشتان انسان نيز حكمتى دارد،ولى براى مجموع وجود او هيچ هدفى در كار نيست و بيهوده و مهمل و بدون هيچگونه برنامه و امرونهى و تكليف و مسئوليت آفريده شده است؟يك فرد عادى اگر مصنوع كوچكى بىهدف بسازد به او ايراد مىكنند و نامش را از زمرۀ انسانهاى عاقل حذف مىكنند، چگونه خداوند حكيم على الاطلاق ممكن است چنين آفرينش بىهدفى داشته باشد؟ و اگر گفتۀ شود هدف همين زندگى چند روزۀ دنياست همين خور و خواب تكرارى و آميخته با هزار گونه درد و رنج،قطعا اين چيزى نيست كه بتواند آن آفرينش بزرگ را توجيه كند.
بنابراين نتيجه مىگيريم كه اين انسان براى هدف بزرگترى يعنى زندگى جاويدان در جوار قرب رحمت حق و تكامل بىوقفه و بىپايان آفريده شده است.(ج ٣١٨/٢٥-٣١٩.)
س ر ب
سرب:(كهف٦١/.)[*]
بر وزن«جرب»به گونهاى كه«راغب»در مفردات مىگويد،به معنى«راه رفتن در سراشيبى»است و«سرب»(بر وزن حرب)به معنى«راه سراشيبى»است.
آيه مىگويد:«هنگامى كه(موسى و همسفرش)به محل تلاقى آن دو دريا رسيدند ماهى خود را(كه براى تغذيه همراه داشتند)فراموش كردند و ماهى راه خود را در پيش گرفت(و روان شد)»(فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً)كهف٦١/.
در اين آيه كه آيا اين ماهى ظاهرا به عنوان غذا تهيه كرده بودند ماهى بريان يا نمكزده يا ماهى تازه بوده كه معجزآسا زنده شد و در آب پريد و حركت كرد،در ميان مفسران گفتگوست.
در پارهاى از كتب تفاسير نيز سخن از وجود چشمۀ آب حيات در آن منطقه و پاشيده شدن مقدارى از آن بر ماهى و جان گرفتن ماهى،به ميان آمده،ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه ماهى هنوز كاملا نمرده بود زيرا هستند ماهيهايى كه بعد از خارج شدن از آب مدت قابل ملاحظهاى به صورت نيمه جان باقى مىمانند و اگر در اين مدت در آب بيفتند حيات عادى خود را از سر مىگيرند.(ج ٤٨٢/١٢.)
[*]فَلَمّٰا بَلَغٰا مَجْمَعَ بَيْنِهِمٰا نَسِيٰا حُوتَهُمٰا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً.