شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٦١ - زَنجبيلا (انسان١٧/ )
مىباشد و در آيۀ مورد بحث منظور همان معنى اول است آيه دربارۀ پاداشهاى عظيم بهشتى و اعتدال كامل هواى بهشت است،مىگويد:
«...نه آفتاب را در آنجا (بهشت)مىبينند و نه سرما را».(لاٰ يَرَوْنَ فِيهٰا شَمْساً وَ لاٰ زَمْهَرِيراً)انسان١٣/.
نه اين كه خورشيد و ماه در آنجا وجود نداشته باشد،بلكه با وجود سايه درختان بهشتى، تابش ناراحتكننده خورشيد وجود ندارد.
قابل توجه اين كه در حديثى آمده است كه در جهنم نقطهاى وجود دارد كه از شدت سرما اعضاى بدن از هم متلاشى مىشود[١].
«آلوسى»مفسر معروف اهل سنت در«روح المعانى»در حديثى از ابن عباس چنين نقل مىكند:
«هنگامى كه بهشتيان در بهشت هستند ناگهان نورى همچون نور آفتاب مشاهده مىكنند كه صحنۀ بهشت را روشن مىسازد.بهشتيان به رضوان(فرشتۀ مأمور بهشت)مىگويند:اين نور چيست با اين كه پروردگار ما فرموده در بهشت نه آفتاب را مىبينند و نه سرما را؟!او در پاسخ مىگويد:اين نور خورشيد و ماه نيست،ولى على(ع)و فاطمه(ع)خندان شدهاند و بهشت از نور دندانشان روشن گشته است[٢].(ج ٣٦٣/٢٥-٣٦٤.)
زنجبىل
زَنجبيلا:(انسان١٧/.)[*]
گياهى است كه در سرزمينهاى گرم مىرويد.دربارۀ معنى«زنجبيل»تفسيرهاى مختلفى نقل شده،ولى غالبا به همان ريشه معطر و خوشبويى كه در ادويه مخصوص غذا و نوشابهها به كار مىرود تفسير كردهاند.
آيۀ مورد بحث اشاره به يكى ديگر از نعمتهاى عظيم بهشتى است،مىفرمايد:
«در آنجا از جامهايى سيراب مىشوند كه لبريز از شراب طهورى است كه با زنجبيل
[١]در المنثور،ج ٣٠٠/٦.
[٢] روح المعانى،ج ١٥٩/٢٩.
[*]وَ يُسْقَوْنَ فِيهٰا كَأْساً كٰانَ مِزٰاجُهٰا زَنْجَبِيلاً.انسان١٧/.