شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٦٩ - صاحب (توبه٤٠/ )
ضمنا اين آيه پاسخ دندانشكنى است براى خردهگيرانى كه مىگويند على(ع)نخستين كسى نبود كه از ميان مردان به پيامبر(ص)ايمان آورده،چرا كه در آن روز كودك دهساله بود و ايمان كودك دهساله پذيرفته نيست.(ج ٢٧/١٣-٢٨.)
ص ح ب
يُصْحَبُون:(انبياء٤٣/.)[*]
از باب افعال،در اصل به اين معنى است كه چيزى را به عنوان يارى و حمايت در اختيار شخصى قرار دهند،آيه مىگويد:
«(اين خدايان ساختگى حتى)نمىتوانند خودشان را يارى دهند(تا چه رسد به ديگران) و نه از ناحيۀ ما بهوسيلۀ نيرويى يارى مىشوند»انبياء٤٣/.
در اين جا اشاره به اين است كه اين بتها نه ذاتا قدرت دفاع دارند نه از ناحيۀ پروردگار چنين نيرويى در اختيارشان گذاشته شده است و مىدانيم همه نيروى دفاعى در عالم هستى يا بايد از درون ذات چيزى بجوشد و يا از ناحيۀ خدا داده شود.(ج ٤١٥/١٣.)
صاحب:(توبه٤٠/.)[**]
از نظر لغت به معنى«همنشين»و«همسفر»به طور مطلق است،اعم از اين كه اين همنشين و همسفر شخص خوبى باشد يا بدى،اين واژه در آيۀ ٢٩ سورۀ قمر[***]كه مىگويد:«آنها يكى از ياران خود را صدا زدند...»ممكن است اشاره به يكى از رؤساى قوم عاد باشد و يكى از اشرار معروف آنها كه در تاريخ به نام«قدارة بن سالف»[١]از او ياد شده است.(ج ٤٢١/٧،ج ٥٥/٢٣.)
[*]...لاٰ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ وَ لاٰ هُمْ مِنّٰا يُصْحَبُونَ.انبياء٤٣/.
[**]...إِذْ هُمٰا فِي الْغٰارِ إِذْ يَقُولُ لِصٰاحِبِهِ لاٰ تَحْزَنْ إِنَّ اللّٰهَ مَعَنٰا...«...در آن هنگام كه آن دو در غار بودند و او به همسفرخود مىگفت غم مخور خدا با ماست!...»توبه٤٠/.
[***]فَنٰادَوْا صٰاحِبَهُمْ فَتَعٰاطىٰ فَعَقَرَ.«آنها يكى از ياران خود را صدا زدند،او به سراغ اين كار آمد و(ناقه را)پى كرد»قمر٢٩/.
[١] قداره:(بر وزن مناره)مردى بود زشت صورت و زشت سيرت و از شومترين افراد در تاريخ بود.