شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٨٥ - مَشْرِقَين (زخرف٣٨/ )
«سرانجام به هنگام طلوع آفتاب،صيحۀ(مرگبار،به صورت صاعقه يا زمينلرزه)آنها را فراگرفت »(فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ)حجر٧٣/.
آيۀ فشرده و كوتاه مذكور سرنوشت شوم آنها را به صورتى قاطع و كوبنده و بسيار عبرتانگيز بيان مىكند.(ج ١١٢/١١،ج ٢٤٣/١٥.)
مشرق و مغرب:(بقره١١٥/.)[*]
منظور از مشرق و مغرب در آيۀ مورد بحث،اشاره به دو سمت خاص نيست،بلكه اين تعبير كنايه از تمام جهات است،همان گونه كه مثلا مىگوييم:دشمنان على به خاطر عداوت و دوستانش از ترس،فضايل او را پوشاندند،امّا با اين حال فضايلش شرق و غرب عالم را گرفت (منظور همه دنياست).شايد تكيه بر خصوص شرق و غرب به خاطر اين باشد كه انسان،نخستين جهتى را كه مىشناسد اين دو جهت است و بقيۀ جهات بهوسيلۀ مشرق و مغرب شناخته مىشود.
در قرآن مجيد مىخوانيم:
وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كٰانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشٰارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغٰارِبَهَا...«شرق و غرب زمين را در اختيار جمعيتى كه مستضعف بودند قرار داديم...»اعراف١٣٧/.
در اين آيه،تعبير بهمَشٰارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغٰارِبَهَا«مشرقها و مغربهاى زمين»اشاره به سرزمينهاى وسيع و پهناورى است كه در اختيار فرعونيان بود،زيرا سرزمينهاى كوچك،مشرقها و مغربهاى مختلف و به تعبير ديگر افقهاى متعدد ندارد،اما يك سرزمين پهناور،حتما اختلاف افق و مشرقها و مغربها،به خاطر خاصيت كروى بودن زمين،خواهد داشت،به همين دليل ما اين تعبير را كنايه از وسعت سرزمين فراعنه گرفتيم.(ج ٤١٤/١-٤١٥،ج ٣٢٩/٦.)
مَشْرِقَين:(زخرف٣٨/.)[**]
به معناى:«مشرق»و«مغرب»است،زيرا طبق عادت عرب به هنگامى كه مىخواهند از دو جنس مختلف تثنيه بسازند لفظ را از يكى انتخاب مىكنند مانند«شمسين»(اشاره به خورشيد و ماه)و«ظهرين»(اشاره به نماز ظهر و عصر)و«عشائين»(اشاره به نماز مغرب و عشاء).
[*]وَ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ...«مشرق و مغرب از آن خداست و به هر سو رو كنيد،خداآنجاست...»بقره١١٥/.
[**]...يٰا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ...«...اىكاش ميان من و تو فاصلۀ مشرق و مغرب بود!...»زخرف٣٨/.