شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٦٥ - زَهَق (اسراء٨١/ )
كه اين شكوفههاى زندگى(و مايۀ عيش)دنياست...»(أَزْوٰاجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا)طه ١٣١/.
آرى،اين نعمتهاى ناپايدار،شكوفههاى زندگى دنياست،شكوفههايى كه زود مىشكفد و پژمرده مىشود و بر روى زمين مىريزد و چند صباحى بيشتر پايدار نمىماند.(ج ٣٤١/١٣.)
ز ه ق
زَهَق:(اسراء٨١/.)[*]
از مصدر«زهوق»به معنى«اضمحلال و هلاك و نابودى»است و«زهوق»(بر وزن قبول)كه در آيۀ مورد بحث آمده،به معنى چيزى است كه به طور كامل محو و نابود مىشود و واژۀ«زاهق»(انبياء١٨/)اسم فاعل و به معنى نابود شونده و از بين رونده است.
آيۀ مورد بحث خطاب به پيامبر(ص)مىگويد:
«بگو حق فرارسيده و باطل مضمحل و نابود شد و(اصولا)باطل نابود شدنى است» اسراء٨١/.
در آيۀ فوق به يك اصل كلى و اساسى و يك سنت جاودان الهى برخورد مىكنيم كه مايۀ دلگرمى همه پيروان حق است و آن اين كه سرانجام حق پيروز است و باطل بهطورقطع نابود شدنى است،باطل صولت و دولتى دارد،رعد و برقى مىزند،كر و فرى نشان مىدهد،ولى عمرش كوتاه است و سرانجام به درۀ نيستى سقوط مىكند.
و يا به گفتۀ قرآن همچون كفهاى روى آب چشمكى مىزند،غوغايى مىكند و خاموش مىشود و آب كه مايۀ حيات است مىماند(اشاره به آيۀ ١٨ سورۀ رعد است).
دليل اين موضوع در باطن كلمۀ باطل نهفته شده،زيرا چيزى است كه با قوانين عالم آفرينش هماهنگ نيست و سهمى از واقعيت و حقيقت ندارد؛ساختگى است،قلابى است، بىريشه است،ميان تهى است و مسلما چيزى كه داراى اين صفات است نمىتواند براى مدتى طولانى باقى بماند.
امّا حق عين واقعيت است توأم با راستى و درستى و داراى عمق و ريشه و هماهنگ با قوانين خلقت است و چنين چيزى بايد باقى بماند.
پيروان حق متكى به سلاح ايمان،منطق وفاى به عهد،صدق حديث،فداكارى و گذشت و
[*]وَ قُلْ جٰاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبٰاطِلُ إِنَّ الْبٰاطِلَ كٰانَ زَهُوقاً.اسراء٨١/.