شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٤٣ - مُصَوِّر (حشر٢٤/ )
روشن و آشكار است و همين ساختمان ويژه به او امكان مىدهد كه به انواع كارها و صنايع ظريف يا سنگين دست زند و با داشتن اعضاى مختلف به راحتى زندگى كند و از مواهب حيات بهره گيرد.
بعضى از مفسران صورت را در اين جا به معنى اعم از صورت ظاهر و باطن گرفتهاند و اشاره به انواع استعدادها و ذوقهايى مىدانند كه خدا در آدمى آفريده و او را بر ساير جانداران برترى بخشيده است.(ج ١٥٩/٢٠-١٦٠.)
صُورة:(انفطار٨/.)[*]
به معنى«رخسار و پيكر»است،نقشى است كه اجرام به خود مىگيرد و با چهرۀ خاص خود از ديگر چهرهها مشخص مىشود.
خداوند در اين آيه براى بيدار ساختن اين انسان غافل به گوشهاى از كرم و الطافش اشاره مىكند و مىگويد:
«و به هر صورتى مىخواست تو را تركيب كرد»(فِي أَيِّ صُورَةٍ مٰا شٰاءَ رَكَّبَكَ)انفطار٨/.
خداوند هر عضوى از اعضاى پيكر انسان را با نظمبندى عجيبى موزون ساخت،چشم و گوش و قلب و عروق و ساير اعضا را كه اگر انسان در ساختمان و نظام هريك به تنهايى بينديشد و الطاف و مواهب الهى را در هريك از آنها بنگرد دنيايى از علم و قدرت و لطف و كرم را در برابر چشمان خود مجسم مىبيند،موهبتى كه هزاران سال است دانشمندان علوم طبيعى دربارۀ آن مىانديشند و مىگويند و مىنويسند و هنوز آغاز دفتر است و آنها همچنان در اول وصف او ماندهاند.(ج ٢٢٠/٢٦-٢٢١.)
مُصَوِّر:(حشر٢٤/.)[**]
اسم فاعل از«تصوير»گرفته شده و به معنى«صورتگر و صورت بخش»است.
اين واژه دربارۀ خداوند از اسماء حسنى به شمار مىرود،مىفرمايد:
«او خداوندى است آفريننده كه مخلوقات را بىكموكاست و بدون شبيهى از قبل،ايجاد كرد،آفريدگارى كه به هر موجودى صورت خاصى بخشيد»(الْمُصَوِّرُ).
[*]فِي أَيِّ صُورَةٍ مٰا شٰاءَ رَكَّبَكَ.انفطار٨/.
[**]هُوَ اللّٰهُ الْخٰالِقُ الْبٰارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنىٰ.../حشر٢٤/.