شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣٩ - صِهْر (فرقان٥٤/ )
نيز به معنى شاخههاى مختلفى است كه از يكتنه بيرون مىآيد.براى«صنو»معنى ديگرى ذكر كردهاند و آن«شبيه»است،ولى به نظر مىرسد كه اين معنى از معنى اول كه ذكر كرديم گرفته شده است.
«راغب» دراينباره مىگويد:«الصّنو»شاخه و پاجوشى است كه از يك ريشۀ درخت خارج مىشود:هما صنوا نخلة.آن دو پا جوش و دو نهال از خرمابن است(خرمابن يعنى درخت خرما،هرگاه كلمۀ«بن»بعد از نام ميوه درآيد معنى درخت مىدهد)حال با توجه به معنى «صنو»،وقتى مىگوييم:فلان صنو ابيه،يعنى«فلان كس از ريشه و شاخه پدرش است»تثنيه و جمع:صنوان است.(ج ١١٧/١٠.)
ص ه ر
يُصْهَرُ:(حج٢٠/.)[*]
از مادّۀ«صهر»(بر وزن قهر)به معنى«آب كردن پيه»است(گداختن و آب كردن چيزى) و«صهر»(بر وزن فكر)به معنى«داماد»است كه شرح مفصل آن خواهد آمد.(ج ٥٦/١٤.)
صِهْر:(فرقان٥٤/.)[**]
منظور از«صهر»كه در اصل به معنى«داماد»است،پيوندهايى است كه از اين طريق ميان دو طايفه برقرار مىشود،مانند پيوند انسان با نزديكان همسرش،و اين همان چيزى است كه فقها در مباحث نكاح تعبير به«سبب»[١]مىكنند(در اين صورت،«صهر»خويشاوند و پيوندى است كه از طريق وصلت پيدا مىشود و«نسب»از طريق نسل) در قرآن مجيد به چهار مورد از موارد سبب و صهر(دختر همسر،مادر همسر،همسر فرزند و همسر پدر)اشاره شده است.
البته در تفسير اين جمله نظرات ديگرى از سوى مفسران اظهار شده،امّا آنچه گفتيم روشنتر
[*]يُصْهَرُ بِهِ مٰا فِي بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ.«آنچنان كه هم درونشان را آب مىكند و هم برونشان را»حج٢٠/.
[**]وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمٰاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً...«او كسى است كه از آب،انسانى را آفريد او را نسب و سببقرار داد(و نسل او را از اين دو طريق گسترش داد)...»فرقان٥٤/.
[١] اما منظور از«نسب»در آيۀ مورد بحث پيوندى است كه در ميان انسانها از طريق زاد و ولد به وجود مىآيد،مانندارتباط پدر و فرزند يا برادران به يكديگر،و در قرآن مجيد در سورۀ نساء به هفت مورد از محارم كه از طريق«نسب»به وجودمىآيند اشاره شده،مانند مادر،دختر،خواهر،عمه،خاله،دختر برادر و دختر خواهر.