شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٩٨ - ذَنْب (فتح٢/ )
مخصوصا در مورد پيامبر اسلام(ص)اين نسبتهاى ناروا و گناهان پندارى بسيار فراوان بود،او را جنگ طلب،آتش افروز،بىاعتنا به سنتهاى راستين،غير قابل تفاهم و مانند آن مىشمردند.
صلح حديبيه بخوبى نشان داد كه آيين او برخلاف آنچه دشمنان مىپندارند يك آيين پيشرو و الهى است و آيات قرآنش ضامن تربيت نفوس انسانها و پايانگر ظلم و ستم و جنگ و خونريزى است.
به اين ترتيب فتح حديبيه تمام گناهانى كه قبل از هجرت و بعد از هجرت،يا تمام گناهانى كه قبل از اين ماجرا و حتى در آينده ممكن بود به او نسبت دهند همه را شست و چون خداوند اين پيروزى را نصيب پيامبر(ص)كرد مىتوان گفت خداوند همۀ آنها را شستشو داد.
نتيجه اين كه اين گناهان،گناهان واقعى نبود،بلكه گناهانى بود پندارى و در افكار مردم و در باور آنها،چنان كه در آيۀ ١٤ سورۀ شعرا داستان موسى(ع)مىخوانيم كه موسى به پيشگاه خدا عرضه داشت:
وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخٰافُ أَنْ يَقْتُلُونِ.«فرعونيان بر من گناهى دارند كه مىترسم به جرم آن مرا بكشند»،در حالى كه گناه او چيزى جز يارى فرد مظلومى از بنى اسرائيل و كوبيدن ستمگرى از فرعونيان نبود.
بديهى است اين نه تنها گناه نبود بلكه حمايت از مظلوم بود،ولى از دريچۀ چشم فرعونيان گناه محسوب مىشد.
به تعبير ديگر«ذنب»به معنى آثار شوم و تبعات كارى است،ظهور اسلام در آغاز،زندگى مشركان را به هم ريخت،ولى پيروزيهاى بعد سبب شد كه آن تبعات به دست فراموشى سپرده شود.
به هر حال اگر رابطۀ آمرزش اين گناهان را با مسئله فتح حديبيه در نظر بگيريم مطلب كاملاً روشن مىشود،اما آنها به اين نكته توجه نكردهاند و در اين جا مقام عصمت پيامبر(ص)را زير سؤال بردهاند و براى او گناهانى قائل شدهاند كه خدا در پرتو فتح حديبيه آنها را بخشيده است،يا آيه را برخلاف ظاهر،معنى كردهاند،از جمله گفتهاند:مراد گناهان است! و بعضى گفتهاند:منظور گناهانى است كه مردم دربارۀ پيامبر(ص)مرتكب شده بودند مانند اذيت و آزارها كه با فتح حديبيه از ميان رفت!و يا آن را به معنى«ترك اولى»گرفتهاند،و يا به معنى گناهان فرضى تفسير كردهاند كه اگر فرضاً گناهى در آينده يا گذشته مرتكب مىشدى ما آنها را مىبخشيديم.