شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٠٥ - شفاعت و مفهوم واقعى آن (بقره٤٨/ )
نزد خودش شفاعت كند؟اين سؤال را از سه راه مىتوان پاسخ داد:
١-با توجه به اين كه همه شفيعان بايد به اجازۀ او شفاعت كنند(بقره٢٥٥/)،بنابراين مىتوان گفت كه شفاعت هرچند از ناحيه پيامبران و اولياى الهى باشد باز به ذات پاك او بر مىگردد،خواه شفاعت براى آمرزش گناهان باشد و يا براى رسيدن به نعمتهاى الهى.
٢-با توجه به اين كه به هنگام توسل به درگاه پروردگار ما به صفات او متوسل مىشويم،از رحمانيت و رحيميّتش،از غفاريت و غفوريتش،و از فضل و كرمش استمداد مىجوييم گويى او را نزد خودش شفيع قرار مىدهيم،و اين صفات را ميان خود و ذات پاكش مىشمريم،هرچند در حقيقت صفات او عين ذات اوست.
اين همان چيزى است كه در دعاى كميل در عبارت پرمعنى على(ع)آمده است:«من بهوسيلۀ تو نزد تو شفاعت مىطلبم».
٣-منظور از«شفيع»در اين جا ناصر و يار و ياور است،و مىدانيم يار و ياور و ناصر تنها خداست و اين كه بعضى شفاعت را در اين جا به معنى آفرينش و تكميل نفوس گرفتهاند در حقيقت به همين معنى بازمىگردد .(ج ١١٢/١٧-١١٣،ج ٢٥٦/٢٥.)
شفاعت و مفهوم واقعى آن:(بقره٤٨/.)[*]
كلمۀ«شفاعت»در اصل از ريشۀ«شفع»(بر وزن نفع)به معنى«جفت»است بنابراين ضميمه شدن هر چيز به چيز ديگر شفاعت ناميده مىشود و نقطۀ مقابل آن«وتر»به معنى تك و تنهاست،سپس به ضميمه شدن فرد برتر و قوىتر براى كمك به فرد ضعيفتر اطلاق شده است و اين لفظ در عرف و شرع به دو معنى متفاوت گفته مىشود:
الف)شفاعت در لسان عامه به اين گفته مىشود كه شخص شفيع با استفاده از موقعيّت و شخصيّت و نفوذ خود،نظر شخص صاحب قدرتى را در مورد مجازات زيردستان خود عوض كند.
گاهى با استفاده از نفوذ خود يا وحشتى كه از نفوذ او دارند.
و زمانى با پيش كشيدن مسائل عاطفى و تحت تأثير قرار دادن عواطف طرف.
و زمان ديگرى با تغيير دادن مبانى فكرى او،دربارۀ گناه مجرم و استحقاق او و مانند
[*]وَ اتَّقُوا يَوْماً لاٰ تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لاٰ يُقْبَلُ مِنْهٰا شَفٰاعَةٌ...«و از آن روز بترسيد كه كسى به جاى ديگرىمجازات نمىشود،و نه«شفاعت»پذيرفته مىشود...»بقره٤٨/.