شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٠١ - ص١٦٤٨ اعِقَة (فصلت١٣/ )
ص ع ر
تُصَعّر:(لقمان١٨/.)[*]
از مادّۀ«صعر»در اصل يك نوع بيمارى است كه به شتر دست مىدهد و گردن خود را كج مىكند و«تصعير»يعنى از روى تكبّر گردن خويش را گرداندن و به روى كسى نگاه نكردن است.
آيۀ مورد بحث ناظر به اندرزهاى حكيمانۀ لقمان به پسرش مىباشد و مىگويد:«(پسرم!)با بىاعتنايى از مردم روى مگردان»لقمان١٨/.(ج ٥٤/١٧.)
ص ع ق
يُصْعَقُون:(طور٤٥/.)[**]
از مادّۀ«صعق»و«اصعاق»به معنى«ميراندن»است و در اصل از«صاعقه»گرفته شده و از آنجا كه صاعقه افراد را هلاك مىكند اين واژه به معنى«هلاك كردن»نيز بهكاررفتهاست .
آيه مىگويد:«حال كه چنين است آنها را رها كن تا روز مرگ خود را ملاقات كنند»(فِيهِ يُصْعَقُونَ)طور٤٥/.
بعضى از مفسران جملۀ بالا را به معنى مرگ عمومى انسانها در پايان جهان كه مقدمۀ قيامت است تفسير كردهاند،ولى اين تفسير بعيد به نظر مىرسد،زيرا آنها(دشمنان لجوج و معاند)تا آن زمان باقى نماندهاند،بلكه ظاهر،همان معنايى است كه در ترجمۀ آيه گفته شده است،يعنى«آنها را رها كن تا روز مرگ كه سرآغاز مجازاتها و كيفرهاى اخروى است».(ج ٤٦٤/٢٢.)
صٰاعِقَة:(فصلت١٣/.)[***]
عبارت از مبادلۀ الكتريسته ميان قطعات ابر و كرۀ زمين است،ابرهايى كه داراى الكتريسته مثبت هستند هنگامى كه به زمين كه داراى الكتريسته منفى است نزديك مىشوند جرقهاى در ميان آنها يعنى مجاور سطح كرۀ زمين آشكار مىشود كه غالبا خطرناك و ويرانگر است،ولى برق
[*]وَ لاٰ تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنّٰاسِ...لقمان١٨/.
[**]فَذَرْهُمْ حَتّٰى يُلاٰقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ.طور٤٥/.
[***]فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صٰاعِقَةً مِثْلَ صٰاعِقَةِ عٰادٍ وَ ثَمُودَ.«اگر آنها رويگردان شوند بگو:من شما را به صاعقهاىهمانند صاعقه عاد و ثمود تهديد مىكنم»فصلت١٣/.