شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٩٣ - ذَكَّيْتُمْ (مائده٣/ )
تفسيرهاى دوازدهگانه معروف اهل سنت از ابن عباس در ذيل آيۀ مورد بحث چنين نقل شده كه گفت:
هو محمّد و علىّ و فاطمة و الحسن و الحسين(ع)هم اهل الذّكر و العقل و البيان.«اينان محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام هستند آنها اهل ذكرند و اهل علم و عقل و بيان[١]» اين نخستينبار نيست كه ما در رواياتى كه در تفسير آيات قرآن وارد شده است بيان مصداقهاى معينى را مىبينيم كه مفهوم وسيع آيه را هرگز محدود نمىكند و همان گونه كه گفتيم:
ذكر به معنى هرگونه آگاهى و يادآورى و اطلاع است و اهل الذكر،آگاهان و مطلعين را در همۀ زمينهها در بر مىگيرد،ولى از آنجا كه قرآن مجيد نمونۀ بارز يادآورى و علم و آگاهى است به آن «ذكر»اطلاق شده و همچنين شخص پيامبر(ص)نيز مصداق روشن ذكر است،به همين ترتيب امامان معصوم كه اهل بيت او و وارث علم او هستند روشنترين مصداق اهلالذكرند.[*]
(ج ٢٤١/١١،٢٤٣-٢٤٤.)
ذ ك و/ى
ذَكَّيْتُمْ:(مائده٣/.)[**]
ذكا،يذكو،ذكا و ذكاة به معنى«كشتن و سر بريدن»است.
«راغب»در كتاب مفردات مىگويد حقيقت«تذكية»خارج كردن حرارت طبيعى و غريزى از مذبوح است و اين واژه در شرع،باطل كردن و هدر دادن حيات به هر وجهى از وجوه است (سلب حيات و زندگى از موجود جاندار).
واژۀ«ذكاء»به تيزى و فطانت خاطر و نيز به شرارۀ آتش اطلاق شده است و كلمۀ«ذكىّ» به جاندارى كه گلويش بريده شده و نيز به مرد تيز خاطر گفته مىشود،كلمۀ«ذكَّيْتُمْ»تنها يكبار در قرآن آمده و المعجم الاحصائى آن را در مادّۀ«ذ ك ى»ضبط كرده است.
١)احقاق الحق،٤٨٢/٣-منظور از تفسيرهاى دوازدهگانه:تفسير ابو يوسف و ابن حجر و مقاتل بن سليمان و وكيع بنجراح و يوسف بن موسى و تفسير قتاده و تفسير حرب الطائى و تفسير سدى و مجاهد و مقاتل بن حيان و ابو صالح و محمد بنموسى الشيرازى است.
*) در مادّه«ذكر»در تفسير نمونه ذيل آيات مختلف بحث و گفتگو شده است به اين مجلدات رجوع فرماييد:جلد٤٢٤/١٣ و ٥١٦-٥١٧،جلد ٧٢/١٥،جلد ٢٨٧/١٦ به بعد،جلد ٢٩٧/٢٠،جلد ١٢٨/٢٤ و ١٧٢ و ٢٥٧.
[**]...وَ مٰا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاّٰ مٰا ذَكَّيْتُمْ...مائده٣/.