شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٤٠ - سَراح (احزاب٢٨/ )
س ر ح
تَسْرَحُون:(نحل٦/.)[*]
از مادّۀ«سرح»(بر وزن شرح)و«سروح»گرفته شده و در آيۀ مورد بحث به معنى سر دادن و بيرون كردن چهار پايان به هنگام صبح بهسوى چراگاه است،آيۀ مىگويد:
«در چهار پايان براى شما زينت و شكوه است به هنگامى كه به استراحتگاهشان بازمىگردانيد و هنگامى كه(صبحگاهان)آنها را به صحرا مىفرستيد»(وَ لَكُمْ فِيهٰا جَمٰالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ)نحل٦/.
واژۀ«تريحون»در آيۀ فوق از ماده«اراحه»به معنى بازگرداندن حيوانات به هنگام غروب به آغلها و استراحتگاهشان است و واژۀ«تسرحون»از مادۀ«سروح»به معنى بيرون كردن چهار پايان به هنگام صبح بهسوى چراگاه است.
منظرۀ جالب حركت دستهجمعى گوسفندان و چهار پايان بهسوى بيابان و چراگاه،سپس بازگشتشان بهسوى آغل و استراحتگاه كه قرآن از آن تعبير به«جمال»كرده تنها يك مسئله ظاهرى و تشريفاتى نيست،بلكه بيانگر واقعيتى است در اعماق جامعه،و گوياى اين حقيقت است كه چنين جامعهاى خودكفاست،فقير و مستمند و وابسته به اين و آن نمىباشد،خودش توليد مىكند و آنچه را خود دارد مصرف مىكند.(ج ١٥٩/١١.)
سَراح:(احزاب٢٨/.)[**]
در اصل از مادّۀ«سرح»(بر وزن شرح)به معنى گياه و درختى است كه برگ و ميوه دارد،و سرحت الابل يعنى«شتر را رها كردم»تا از گياهان و برگ آن درختان بهره گيرد،سپس به معنى وسيعتر،يعنى به هرگونه رها كردن(هر چيز و هر شخص)اطلاق شده است و گاه به عنوان كنايه از طلاق دادن نيز مىآيد،«تسريح الشّعر»به شانه زدن مو گفته مىشود كه در آن نيز معنى رهايى افتاده است.
[*]وَ لَكُمْ فِيهٰا جَمٰالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ.نحل٦/.
[**]...وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَرٰاحاً جَمِيلاً.«اى پيامبر!به همسرانت بگو:اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مىخواهيدبياييد هديهاى به شما دهم)و شما را به طرز نيكويى رها سازم»احزاب٢٨/.