شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٧ - دَلىّ١٦٤٨ (اعراف٢٢/ )
مثل حركتِ انسان كه دلالت بر زنده بودن او مىكند.[*]
آيۀ مورد بحث پيرامون«سليمان»(ع)و مرگ عجيب و عبرتانگيز اين پيامبر بزرگ خدا سخن مىگويد و اين واقعيت را روشن مىسازد كه پيامبر با آن عظمت،و حكمرانى با آن قدرت و ابهت،چگونه به آسانى جان به جان آفرين سپرد و حتى پيش ازآنكه تن او در بستر آرام گيرد چنگال اجل گريبانش را گرفت!مىفرمايد:
«هنگامى كه مرگ را براى سليمان مقرر كرديم كسى مردم را از مرگ او آگاه نساخت،مگر جنبدهاى از زمين كه عصاى او را مىخورد(تا عصا شكست و پيكر سليمان فروافتاد )...» سباء١٤/.
از تعبير آيۀ فوق و همچنين روايات متعدد استفاده مىشود به هنگامى كه مرگ سليمان فرارسيد ايستاده بود و بر عصاى خود تكيه كرده بود،ناگهان مرگ گريبانش را گرفت و روح از بدنش پرواز كرد،او در همان حال مدتى سرپا ماند تا موريانه كه قرآن از آن به«دَابَّةُ الْأَرْضِ»(جنبندۀ زمين)تعبير كرده عصاى او را خورد و تعادل خود را از دست داد و روى زمين افتاد و مردم از مرگ او آگاه شدند! همچنين در آيۀ ٤٠ سورۀ طه در جريان دوران كودكى موسى(ع)و نجات اعجازآميز او از چنگال خشم فرعونيان مىخوانيم:
إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلىٰ مَنْ يَكْفُلُهُ...«در آن هنگام كه خواهرت(در نزديكى كاخ فرعون)راه مىرفت و مىگفت آيا زنى را به شما نشان دهم كه اين نوزاد را كفالت كند...»طه٤٠/.(ج ٢٠٢/١٣،ج ٤٢/١٨.)
دلو
دَلىّٰ:(اعراف٢٢/.)[**]
از«تدلية»گرفته شده[دَلّىٰ،يُدَلّى،تَدْليةً]به معنى«فرستادن دلو در چاه»است كه آن را به ريسمانى بندند و تدريجاً در چاه پايين برند،آيه مىفرمايد:
[*]در آيۀ ٤٥ سورۀ فرقان مىخوانيم:...ثمّ جعلنا الشّمس عليه دليلا.«...سپس خورشيد را نشانۀ آن كرديم»توضيحاين كه خورشيد دليل سايه است،زيرا اگر آفتاب نبود سايه شناخته نمىشد.
[**]فَدَلاّٰهُمٰا بِغُرُورٍ...اعراف٢٢/.