شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٠١ - سامرى كيست؟(طه٩٥/ )
بلند كردن سر از روى كبر و غرور»است و در اصل به كار شتر،هنگامى كه راه مىرود و سر خود را از روى بىاعتنايى به هوا بلند مىكند گفته مىشود.(ج ٥٧٦/٢٢.)
س م ر
سامِر:(مؤمنون٦٧/.)[*]
از مادّۀ«سمر»(بر وزن ثمر)به معنى«گفتگوهاى شبانه»است.
بعضى از مفسران گفتهاند معنى اصلى اين مادّۀ«سايه ماه در شب»است كه تاريكى و سفيدى در آن آميخته شده و از آنجا كه گفتگوهاى شبانه گاه در سايۀ ماهتاب انجام مىشود چنان كه از مشركان عرب نقل كردهاند كه آنها شبهاى ماهتابى در اطراف كعبه جمع مىشدند و بر ضد پيامبر(ص)سخن مىگفتند اين واژه در مورد آن به كار رفته و اگر مىبينيم به افراد گندمگون و يا خود گندم،«سمراء»گفته مىشود به خاطر آن است كه سفيدى آن با كمى تيرگى آميخته شده است.(ج ٢٧١/١٤.)
سامرى كيست؟(طه٩٥/.)[**]
اصل لفظ«سامرى»در زبان عبرى«شمرى»است و از آنجا كه معمول است هنگامى كه الفاظ عبرى به لباس عربى در مىآيند حرف«شين»به حرف«سين»تبديل مىشود،چنان كه «موشى»و«يشوع»به«موسى»و«يسوع»تبديل مىشود،بنابراين سامرى نيز منسوب به «شمرون»بوده و شمرون فرزند«يشاكر»چهارمين نسل يعقوب است.
و از اين جا روشن مىشود خرده گيرى بعضى از مسيحيان به قرآن مجيد كه قرآن شخصى را كه در زمان موسى مىزيسته و سردمدار گوسالهپرستى شد،سامرى منسوب به شهر«سامره» معرفى كرده،در صورتى كه سامره در آن زمان اصلا وجود نداشته است و اين گفتارى است بىاساس،زيرا چنان كه گفتيم سامرى منسوب به شمرون است نه سامره[١].
[*]مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سٰامِراً تَهْجُرُونَ.«در حالى كه در برابر آن آيات استكبار نموديد و شبها در جلسات خود به بدگويىادامه مىداديد»مؤمنون٦٧/.
[**]قٰالَ فَمٰا خَطْبُكَ يٰا سٰامِرِيُّ.«(موسى رو به سامرى كرد و)گفت:تو چرا اين كار كردى يا سامرى؟»طه٩٥/.
[١] اعلام قرآن،ص ٣٥٩.