شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٣١ - مُريب (هود١١٠/ )
آلودگيهاى عملى از طريق فريب أمانى و شيطان باشد.بنابراين جملههاى سهگانه نخست ناظر به اصول سهگانۀ دين است و دو جملۀ اخير ناظر به فروع دين.(ج ٣٣٤/٢٣.)
مُريب:(هود١١٠/.)[*]
از مادّۀ«ريب»به معنى شخصى است كه در شك است،شكّى توأم با بدبينى،و يا ديگران را با گفتار و عمل خود به شك مىاندازد و باعث گمراهى آنها مىشود و«مرتاب»نيز(اسم فاعل)است و به كسى گفته مىشود كه ترديد كند و بدگمان باشد مانند...ومُسْرِفٌ مُرْتٰابٌ(غافر ٣٤/.)و به هر حال در حقيقت معناى«ريب»اين قيد را ذكر كردهاند:
به شكّى گفته مىشود كه سرانجام،پرده از روى آن برداشته شود و به حقيقت رسد.
اين تعبير هنگامى كه در مورد مگر به كار مىرود و«رَيْبَ الْمَنُونِ»[**]گفته شود از اين نظر است كه وقت حصول آن نامعلوم است،نه اصل تحقق آن[١].
ولى جمعى از مفسران«رَيْبَ الْمَنُونِ»را در آيۀ اخير به معنى«حوادث روزگار»تفسير كردهاند،حتى از ابن عباس نقل شده كه واژۀ«ريب»در همه جا در قرآن به معنى«شك و ترديد» است،جز در آيۀ مورد بحث(سورۀ طور)كه به معنى«حوادث»است[٢].
بعضى از مفسران نيز آن را به معنى حالت«اضطراب و پريشانى»تفسير كردهاند،بنابراين«رَيْبَ الْمَنُونِ»حالت اضطرابى است كه قبل از مرگ به غالب افراد دست مىدهد.
ممكن است اين تعبير به معنى فوق بازگردد،چرا كه حالت شك و ترديد معمولا سرچشمۀ اضطراب و پريشانى است همچنين حوادث پيشبينى نشده نيز نوعى اضطراب و شك و ترديد با خود همراه مىآورد و به اين ترتيب همۀ اين مفاهيم به ريشۀ«شك و ترديد»كه در اصل معنى اين واژه آمده،منتهى مىشود،و به تعبير ديگر براى«ريب»سه معنى ذكر شده است:شك، اضطراب،حوادث و اينها لازم و ملزوم يكديگرند.(ج ٢٥٦/٩،ج ٣٨٣/٢٠،ج ٢٧١/٢٢ و ٤٤٥-٤٤٦.)
[*]...وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ.«...و آنها(هنوز)در شكاند،شكّى آميخته با سوءظن و بدبينى»هود١١٠/.
[**]أَمْ يَقُولُونَ شٰاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ.«بلكه آنها مىگويند او شاعرى است كه ما انتظار مرگش را مىكشيم»طور٣٠/.
[١] مفردات راغب.
[٢] قرطبى،ج ٦٢٤٢/٩.