شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٤٤ - صُرْهُنَّ (بقره٢٦٠/ )
و سپس از آنجا كه اوصاف خداوند منحصر به اين اوصاف نيست،بلكه اوصافش همچون ذاتش بىپايان است،مىفرمايد:«براى او نامهاى نيك است»(لَهُ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنىٰ)حشر٢٤/.
به اين ترتيب در مجموع آيات سهگانه سورۀ حشر(٢٢ و ٢٣ و ٢٤)علاوه بر مسئله توحيد كه دوبار تكرار شده هفده وصف از اوصاف خدا آمده است به اين ترتيب:
عالم الغيب و الشّهاده،رحمان،رحيم،ملك،قدوس،سلام،مؤمن،مهيمن،عزيز،جبار، متكبر،خالق،بارئ،مصوّر،حكيم،داراى اسماء الحسنى،كسى كه همۀ موجودات عالم تسبيح او مىگويند.
كه با وصف توحيد او،مجموعا هيجده صفت مىشود(توجه داشته باشيد،توحيد دوبار و عزيز نيز دومرتبه ذكر شده است).
در آخرين آيه(آيۀ ٢٤)از مسئله خلقت و آنچه مربوط به آن است،مانند نظمبندى و صورتبندى و قدرت و حكمت بحث مىكند.قابل ذكر است كه در روايات اسلامى اهميّت فوقالعادهاى به اين آيات داده شده است.(ج ٥٥٥/٢٣-٥٥٦.)
صُرْهُنَّ:(بقره٢٦٠/.)[*]
در اصل از ريشۀ«صور»(بر وزن قول)است(صار،يصور)و به معنى«قطع كردن»و «متمايل ساختن»و«بانگ زدن»است و در آيۀ مورد بحث،مناسب همان معنى نخست است، يعنى خداوند در پاسخ درخواست ابراهيم(ع)مبنى بر چگونگى زنده كردن مردگان،مىفرمايد:
«چهار مرغ انتخاب كن و آنها را(پس از ذبح كردن)قطعه قطعه كن،سپس قسمتى از آن را بر هر كوهى قرار بده،بعد آنها را بخوان،بسرعت بهسوى تو مىآيند...»و هدف اين بوده كه ابراهيم(ع)نمونۀ رستاخيز و زنده شدن مردگان را به هنگام متلاشى شدن اجزاى بدن آنها مشاهده كند و اين موضوع تناسبى با«صدا زدن»و«متمايل ساختن»ندارد،مخصوصا در جملهاى كه خدا مىفرمايد:«سپس بر هر كوهى جزئى از آن قرار بده»گواه روشنى است كه مرغان را قبلا تقطيع كرده و اجزائى پيدا شده است،بنابراين آنها كه جملۀ«صرهن اليك» را در آيه به معنى مأنوس كردن و متمايل ساختن مرغان گرفتهاند گويا از مفهوم كلمۀ«جزء»غفلت
[*]...قٰالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً...«...فرمود در اين صورت چهار مرغاز مرغان انتخاب كن و آنها را(پس از ذبح كردن)قطعه قطعه كن(و در هم بياميز)سپس بر هر كوهى قسمتى از آن را قراربده...»بقره٢٦٠/.