شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٧٦ - شِرب (قمر٢٨/ )
است،مىفرمايد:«...و دلهاى آنها با محبت گوساله براثر كفر آبيارى شد...» توضيح اين كه كلمه«اشراب»همان گونه كه از مفردات راغب بر مىآيد دو معنى دارد:
اگر از باب«اشربت البعير»باشد يعنى ريسمان را به گردن شتر بستم،بنابراين معنى جمله، در آيۀ مورد بحث مىشود:«ريسمانى محكم از علاقه و محبت،قلب آنها را با گوساله ارتباط داده بود»و اگر از«اشراب»به معنى آبيارى كردن،يا ديگرى را آب دادن باشد و در اين صورت كلمۀ«حبّ»در تقدير خواهد بود و معنى جمله روىهمرفته چنين است:«بنى اسرائيل قلوب خود را با محبت گوسالۀ سامرى آبيارى كردند»[*]اين جزو عادات عرب است كه هرگاه علاقهاى سخت و يا كينۀ زيادى نسبت به چيزى را بخواهند برسانند تعبيرى همانند تعبير بالا مىآورند.(ج ٣٥٢/١.)
شِرب:(قمر٢٨/.)[**]
بر وزن«علم»به معنى«سهمى از آب»است،چنان كه در آيۀ ١٥٥ سورۀ شعرا مىخوانيم:
...هٰذِهِ نٰاقَةٌ لَهٰا شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ...«...اين شترى است كه براى آن سهمى از آب است و براى شما هم سهمى...» همچنين در سورۀ قمر،آيه ٢٨-آنجا كه قوم ثمود در برابر آزمايش بزرگى قرار گرفتند- مىخوانيم:
«به صالح گفتيم به آنها خبر ده كه آب قريه بايد در ميان آنها تقسيم شود(يك روز از براى ناقه و يك روز براى اهل قريه)و هركدام از آنها در نوبت خود بايد حضور يابد و ديگرى مزاحم او نشود»(وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمٰاءَ قِسْمَةٌكُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ).
گرچه قرآن در اين زمينه توضيحى بيش از اين نداده است،ولى بسيارى از مفسران گفتهاند كه ناقه صالح روزى كه نوبت او بود تمام آب را مىنوشيد،ولى بعضى ديگر گفتهاند وضع و هيئت آن طورى بود كه وقتى كنار آب مىآمد حيوانات ديگر فرار مىكردند و نزديك نمىشدند و لذا چارهاى جز اين نبود كه يك روز آب را در اختيار ناقه قرار دهند و روز ديگر را در اختيار خودشان.(ج ٣١٢/١٥،ج ٥٤/٢٣.)
[*]المصحف المفسّر،ذيل آيه مىنويسد:«اشراب»به معناى«سيراب كردن»است و در اين جا يعنى«محبتگوساله در دلهايشان نشست».
[**]وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمٰاءَ قِسْمَةٌكُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ.قمر٢٨/.