شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١٧ - شكر ماي١٧٢٨ فزونى نعمت است(ابراهيم٧/ )
تذكر در مورد آنها همان اتمام حجت است.ضمنا از اين آيه استفاده مىشود كه پيامبر اكرم(ص) گروه سوم را هم مشمول تذكرات خود قرار مىداد،ولى آنها دورى مىكردند و چهره بر مىتافتند.
قابل توجه اين است كه در اين دو آيه«شقاوت»نقطۀ مقابل«خشيت»قرار داده شده،در حالى كه قاعدۀ بايد در مقابل سعادت قرار گيرد و اين به خاطر آن است كه ريشۀ اصلى سعادت و خوشبختى انسان،همان احساس مسئوليت و خشيت است.(ج ٣٩٨/٢٦-٣٩٩.)
شِقْوَة:(مؤمن١٠٦/.)[*]
واژۀ«شقوة و شقاوة»ضد سعادت است و به معنى فراهم بودن اسباب گرفتارى و مجازات و بلاست و به تعبير ديگر شر و آفتى است كه دامان انسان را مىگيرد،در حالى كه سعادت به معنى فراهم بودن اسباب نعمت و نيكى است و در هر حال هر دو(شقاوت و سعادت)چيزى جز نتيجۀ اعمال و گفتار و نيّات ما نمىباشد و اعتقاد به اين كه سعادت و شقاوت يك امر ذاتى است كه همراه انسان متولد مىشود پندارى بيش نيست كه برخلاف دعوت انبياء و تلاشهاى همه راهنمايان و معلمان بشر است،پندارى است كه براى فرار از زير بار مسئوليتها و توجيه اعمال خلاف و تبهكاريها درست شده،يا براى تفسير موارد ناآگاهيها.(ج ٣٣٨/١٤.)
ش ك ر
شكر مايۀ فزونى نعمت است(ابراهيم٧/.)[**]
حقيقت شكر تنها تشكر زبانى يا گفتن«الحمد للّه»و مانند آن نيست،بلكه شكر داراى سه مرحله است نخستين مرحله آن است كه بهدقت بينديشيم كه بخشندۀ نعمت كيست؟اين توجه و ايمان و آگاهى پايۀ اول شكر است و ازآنكه بگذريم مرحلۀ زبان فرامىرسد ،ولى از آن بالاتر مرحلۀ عمل است،شكر عملى آن است كه درست بينديشيم كه هر نعمتى براى چه هدفى به ما داده شده است آن را در مورد خودش صرف كنيم كه اگر نكنيم كفران نعمت كردهايم،همان گونه
[*]قٰالُوا رَبَّنٰا غَلَبَتْ عَلَيْنٰا شِقْوَتُنٰا وَ كُنّٰا قَوْماً ضٰالِّينَ.«مىگويند:پروردگارا!شقاوت ما بر ما چيره شد و ما قوم گمراهىبوديم»مؤمنون١٠٦/.
[**]وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذٰابِي لَشَدِيدٌ.«به خاطر بياوريد هنگامى را كه پروردگارتاناعلام داشت كه اگر شكرگزارى كنيد(نعمت خود را)بر شما خواهم افزود و اگر كفران كنيد مجازاتم شديد است»ابراهيم٧/.