شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٦٨ - صَبىّ (مريم١٢/ )
جان مرا اسير زندان شهوت مىكند و دامانم را آلوده مىسازد پشتپا مىزنم.
خدايا!كمكم فرما،نيرويم بخش،بر قدرت عقل و ايمان و تقوايم بيفزا،تا بر اين وسوسههاى شيطانى پيروز گردم.(ج ٣٩٨/٩.)
صَبىّ:(مريم١٢/.)[*]
به«كودك و طفل نابالغ»صبىّ گفته مىشود.خداوند در اين آيه،خطاب به يحيى مىفرمايد:«اى يحيى!كتاب(خدا)را با قوت بگير و ما فرمان نبوت(و عقل كافى)در كودكى به او داديم»مريم١٢/.
درست است كه دوران شكوفايى عقل انسان معمولا حد و مرز خاصى دارد،ولى مىدانيم هميشه در انسانها افراد استثنائى وجود داشتهاند،چه مانعى دارد كه خداوند اين دوران را براى بعضى از بندگانش به خاطر مصالحى،فشردهتر كند و در سالهاى كمترى خلاصه نمايد، همان گونه كه براى سخن گفتن معمولا گذشتن يكى دو سال از تولد لازم است در حالى كه مىدانيم حضرت مسيح(ع)در همان روزهاى نخستين زبان به سخن گشود،آن هم سخنى بسيار پرمحتوا كه طبق روال عادى در شأن انسانهاى بزرگسال بود.
از اين جا روشن مىشود اشكالى كه پارهاى از افراد به بعضى از ائمه شيعه كردهاند كه چرا بعضى از آنها در سنين كم به مقام امامت رسيدند نادرست است.
در روايتى از يكى از ياران امام جواد محمد بن على النّقى(ع)به نام على بن اسباط مىخوانيم كه مىگويد به خدمت او رسيدم(در حالى كه سن امام كم بود)من درست به قامت او خيره شدم تا به ذهن خويش بسپارم و به هنگامى كه به مصر بازمىگردم كم و كيف مطلب را براى ياران نقل كنم،درست در همين هنگام كه در چنين فكرى بودم آن حضرت نشست(گويى تمام فكر مرا خوانده بود)رو بهسوى من كرد و گفت:اى على بن اسباط!خداوند كارى را كه در مسئله امامت كرده،همانند كارى است كه در نبوت كرده است،گاه مىفرمايد:«ما به يحيى در كودكى فرمان نبوت و عقل و درايت داديم»و گاه دربارۀ انسانها مىفرمايد:«هنگامى كه انسان به حد بلوغ كامل عقل به چهل سال رسيد...»بنابراين همان گونه كه ممكن است خداوند حكمت را به انسانى در كودكى بدهد در قدرت اوست كه آن را در چهل سال بدهد[١].
[*]يٰا يَحْيىٰ خُذِ الْكِتٰابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْنٰاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا.مريم١٢/.
[١] نور الثقلين،ج ٣٢٥/٣.