شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩١ - يَصْطَرِخُونَ (فاطر٣٧/ )
ناپسند خود،شادى مىكردند و سوت مىكشيدند كه مانع شنيدن قرآن شوند.
عجيبتر اين كه مشركان مدّعى بودند كه نماز و عبادتى دارند و به كارهاى احمقانۀ خود، نعرهزدنها و كفزدنهاى در اطراف خانه خدا،نام نماز مىگذاشتند،لذا قرآن مىفرمايد:«نماز آنها در كنار خانۀ خدا چيزى جز سوت كشيدن و كف زدن نبود».
در تاريخ مىخوانيم كه گروهى از اعراب در زمان جاهليت به هنگام طواف خانۀ كعبه لخت مادر زاد مىشدند و سوت مىكشيدند و كف مىزدند و نام آن را عبادت مىگذاشتند،و نيز نقل شده هنگامى كه پيامبر(ص)در كنار حجر الاسود رو بهسوى شمال مىايستاد(كه هم مقابل كعبه باشد و هم بيت المقدس)و مشغول نماز مىشد دو نفر از طايفه«بنى سهم»در طرف راست و چپ آن حضرت مىايستادند يكى صيحه مىكشيد و ديگرى كف مىزد تا نماز پيامبر را مشوش كنند.(ج ١٥٧/٧.)
ص ر ح
صَرْح:(مؤمن٣٦/.)[*]
در اصل به معنى«وضوح و روشنى»است و«تصريح»به معنى«آشكار كردن»است، سپس به بناى مرتفع و به قصر بلند و زيبا اطلاق شده،چرا كه كاملا واضح و روشن و آشكار است و گاه به معنى فضاى وسيع و گسترده و«حياط قصر»آمده است،چنان كه در آيۀ ٤٤ سورۀ نمل، ظاهرا به معنى«حياط قصر»است:
قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ...«به او(به ملكه سبا)گفته شد داخل حياط قصر شو...»(ج ٤٨١/١٥،ج ١٠٢/٢٠.)
ص ر خ
يَصْطَرِخُونَ:(فاطر٣٧/.)[**]
در اصل از مادّۀ«صراخ»به معنى فرياد شديدى است كه انسان در مقام استغاثه و طلبيدن
[*]وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ يٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ.«فرعون گفت:اى هامان!براى من بناى مرتفعى بساز شايدبه وسايلى رسم(يعنى با وسايل و اسبابى مجهز شوم)»مؤمن٣٦/.
[**]وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهٰا رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا نَعْمَلْ صٰالِحاً...فاطر٣٧/.