شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٧ - تَدَّعُونَ (ملك٢٧/ )
و بلافاصله بعد از آن مىفرمايد:
«و ديگران را به اطعام مسكين تشويق نمىكند!»(وَ لاٰ يَحُضُّ عَلىٰ طَعٰامِ الْمِسْكِينِ)ماعون٣/.
از آنجا كه«يَحُضُّ»و«يَدُعُّ»در دو جملۀ بالا به صورت فعل مضارع آمده،نشان مىدهد كه اين كار مستمر آنهاست در مورد يتيمان و مستمندان.
باز در اين جا اين نكته جلب توجه مىكند كه در مورد يتيمان مسئله عواطف انسانى بيشتر مطرح است تا اطعام و سير كردن،چرا كه بيشترين رنج يتيم از دست دادن كانون عاطفه و غذاى روح است،و تغذيه جسمى در مرحله بعد قرار دارد.
و باز در اين آيات به مسئله اطعام«مستمندان»كه از مهمترين كارهاى خير است برخورد مىكنيم،تا آنجا كه مىفرمايد:اگر خود قادر به اطعام مستمندى نيست ديگران را به آن تشويق كند.
در آيۀ مورد بحث،تعبير به«فَذٰلِكَ»(با توجه به اين كه«فا»در اين جا معنى سببيت را مىبخشد)اشاره به اين نكته است كه فقدان ايمان به معاد سبب اين خلافكاريها مىشود و براستى چنين است،آنكس كه آن روز بزرگ و آن دادگاه عدل و آن حساب و كتاب و پاداش و كيفر را در اعماق جان باور كرده باشد،آثار مثبتش در تمام اعمال او ظاهر مىشود،ولى آنها كه ايمان ندارند اثر آن در جرئتشان بر گناه و انواع جرايم كاملاً محسوس است.
همچنين دربارۀ مادّۀ«دعّ»در آيۀ ١٣ سورۀ طور مىخوانيم:
يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلىٰ نٰارِ جَهَنَّمَ دَعًّا.«روزى كه آنها با خشونت و عنف بهسوى آتش دوزخ رانده مىشوند».
به طورى كه مشاهده مىشود بار ديگر براى معرفى آن روز و بيان سرنوشت مكذّبان به توضيح ديگرى پرداخته است.(ج ٤٢١/٢٢،ج ٣٥٩/٢٧.)
د ع و
تَدَّعُونَ:(ملك٢٧/.)[*]
از باب«افتعال»و از مادّۀ«دعاء»به معنى«تقاضا»است و يا از ماده«دعوا»به معنى «تقاضا و يا انكار چيزى»است.
[*]...وَ قِيلَ هٰذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ.ملك٢٧/.