شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٨٨ - صِدّيقُون (حديد١٩/ )
مىدهد«از اموال آنها صدقه يعنى زكات بگير»(خُذْ مِنْ أَمْوٰالِهِمْ صَدَقَةً)توبه١٠٣/.
سپس به دو قسمت از فلسفۀ اخلاقى و روانى و اجتماعى زكات اشاره مىكند،مىفرمايد:
«تو با اين كار آنها را پاك مىكنى و نموّ مىدهى»آنها را از رذايل اخلاقى،از دنياپرستى و بخل و امساك پاك مىكنى و نهال نوعدوستى و سخاوت و توجه به حقوق ديگران را در آنها پرورش مىدهى.از اين گذشته،مفاسد و آلودگيهايى كه در جامعه به خاطر فقر و فاصلۀ طبقاتى و محروميت گروهى از جامعه به وجود مىآيد با انجام اين فريضۀ الهى بر مىچينى و صحنۀ اجتماع را از اين آلودگيها پاك مىسازى.
بنابراين،حكم زكات هم پاككنندۀ فرد و اجتماع است و هم نموّدهندۀ بذرهاى فضيلت در افراد،و هم سبب پيشرفت جامعه،و اين رساترين تعبيرى است كه دربارۀ زكات مىتوان گفت:از يكسو آلودگيها را مىشويد و ازسوىديگر تكامل آفرين است.
در آيۀ ديگر(توبه١٠٤/)واژۀ«صدقات»جمع«صدقه»آمده است و مىگويد:وَ يَأْخُذُ الصَّدَقٰاتِ...«و(خداوند)صدقات را مىگيرد...» شك نيست كه گيرنده زكات و صدقات،يا پيامبر(ص)و امام(ع)و پيشواى مسلمين است و يا افراد مستحق،و در هر صورت خداوند به ظاهر،آنها را نمىگيرد،ولى از آنجا كه دست پيامبر و پيشوايان راستين دست خداست(چرا كه آنها نمايندۀ خدا هستند)گويى خداوند اين صدقات را مىگيرد،همچنين بندگان نيازمندى كه به اجازه و فرمان الهى اين گونه كمكها را مىپذيرند آنها نيز در حقيقت نمايندگان پروردگارند و به اين ترتيب دست آنها نيز دست خداست.(ج ١١٧/٨-١١٨ و ١٢١.)
صِدّيقُون:(حديد١٩/.)[*]
جمع«صدّيق»صيغۀ مبالغه از«صدق»و به معنى كسى است كه بسيار راستگوست.
بعضى گفتهاند به معنى كسى است كه هرگز دروغ نمىگويد و يا بالاتر از آن توانايى بر دروغ گفتن ندارد،چون در تمام عمر عادت به راستگويى كرده است و نيز بعضى آن را به معنى كسى مىدانند كه عملش تصديقكنندۀ سخن و اعتقاد اوست.
در قرآن مجيد جمعى از پيامبران بزرگ و مانند آنان به عنوان«صدّيق»توصيف شدهاند از جمله ابراهيم(ع)
[*]وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ أُولٰئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ...«كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آورند آنها صدّيقين(وشهدا نزد پروردگارشان هستند)...»حديد١٩/.