شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٨٠ - وَ اضْمُمْ (قصص٣٢/ )
خاطر اين كه از اين جنگ كنارهگيرى كند،سپس اضافه كرد من مىدانم اگر با اين گروه نبرد كنى نخستين كشته خواهى بود،ولى اين شمشير و اسبم را تقديم شما مىكنم.امام صورت از او برگرداند و فرمود:«هنگامى كه از جان خود مضايقه دارى نيازى به مال تو نداريم»سپس اين آيه را تلاوت فرمود:
...وَ مٰا كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً(اشاره به اين كه تو گمراهى و گمراهكننده و شايستۀ دستيارى نيستى)[١].به هر حال نداشتن يار و ياور از اين بهتر است كه انسان از افراد آلوده و ناپاك يارى بطلبد و آنها را گرد خود جمع كند.(ج ٤٦٧/١٢-٤٦٨.)
ضمر
ضامِر:(حج٢٧/.)[*]
به معنى«حيوان لاغر»است.آيۀ مورد بحث،ناظر بر دعوت عمومى مردم از سوى ابراهيم(ع)براى انجام فريضۀ حج است تا پياده و سوار بر مركبهاى لاغر از هر راه دور قصد خانۀ خدا كنند و تعبير به«ضامر»(حيوان لاغر)اشاره به اين است كه اين راه،راهى است كه حيوانات را لاغر مىكند چرا كه از بيابانهاى سوزان و خشك و بىآب و علف مىگذرد و هشدارى است براى تحمل مشكلات اين راه.
و يا اين كه حيواناتى را انتخاب كنند،ورزيده و چابك و پر تحمل،حيواناتى كه در ميدان تمرين،لاغر شدهاند و عضلاتى سفت و محكم دارند كه در اين گونه راهها حيوانات پروارى به كار نمىآيد و انسانهاى پرورش يافته در ناز و نعمت نيز مرد اين راه نيستند.(ج ٦٩/١٤-٧٠.)
ضمم
وَ اضْمُمْ:(قصص٣٢/.)[**]
از مادّۀ«ضمّ»به معنى«به هم پيوستن و به سينه چسباندن و فروبردن »است اين آيه ناظر
[١]نور الثقلين،ج ٢٦٨/٣.
[*]وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ.«و مردم را دعوت عمومى به حج كن تاپياده و سواره بر مركبهاى لاغر از هر راه دور( بهسوى خانه خدا)بيايند»حج /٢٧.
[**]وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَنٰاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ...قصص٣٢/.