شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٠٣ - اسبغ (لقمان٢٠/ )
سَبُع:(مائده٣/.)[*]
به فتح سين و باء نيز خوانده شده،به معنى«جانور درنده»و جمع آن«سباع و سبوع»است.
آيۀ مورد بحث اشاره به تحريم پنج نوع از گوشتهاى حيوانات كرده كه يكى از آنها حيواناتى است كه بهوسيلۀ حملۀ درندگان كشته شوند(وَ مٰا أَكَلَ السَّبُعُ).
ممكن است يك فلسفۀ تحريم اين پنج نوع از گوشتهاى حيوانات به خاطر آن باشد كه خون به قدر كافى از آنها بيرون نمىرود،زيرا تا زمانى كه رگهاى اصلى گردن بريده نشود،خون به قدر كافى بيرون نخواهد ريخت و مىدانيم كه خون مركز انواع ميكروبهاست و با مردن حيوان قبل از هر چيز خون عفونت پيدا مىكند،و به تعبير ديگر اين چنين گوشتها يك نوع مسموميت دارند و جزء گوشتهاى سالم محسوب نخواهد شد مخصوصا اگر حيوان براثر شكنجه يا بيمارى يا تعقيب حيوان درندهاى بميرد مسموميت بيشترى خواهد داشت.بعلاوه جنبۀ معنوى ذبح كه با ذكر نام خدا و رو به قبله بودن حاصل مىشود در هيچيك از اينها نيست.
ولى اگر قبل ازآنكه اين حيوانات جان بسپرند به آنها برسند و با آداب اسلامى،آنها را سر ببرند و خون به قدر كافى از آنها بيرون بريزد،حلال خواهد بود و لذا به دنبال تحريم موارد فوق مىفرمايد:(إِلاّٰ مٰا ذَكَّيْتُمْ)مائده٣/.
بعضى از مفسران احتمال دادهاند كه اين استثناء تنها به قسم اخير يعنى(وَ مٰا أَكَلَ السَّبُعُ)بر مىگردد،ولى اكثر مفسران معتقدند به تمام اقسام بر مىگردد و اين نظر به حقيقت نزديكتر است.(ج ٢٥٩/٤.)
س ب غ
اسبغ:(لقمان٢٠/.)[**]
از مادّۀ«سبغ»(بر وزن صبر)در اصل به معنى پيراهن يا زرۀ گشاد و وسيع و كامل است، سپس به نعمت گسترده و فراوان نيز اطلاق شده است و«اسباغ نعمت»به معنى«فراخى نعمت» است.اسم فاعل«سابغ»و مؤنث«سابغة»و جمع آن«سابغات»است،چنان كه در آيۀ ١١ سورۀ
[*]...وَ مٰا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاّٰ مٰا ذَكَّيْتُمْ...«...و(خوردن)باقيماندۀ صيد حيوان درنده(بر شما حرام است) مگرآنكه (بهموقع برآن حيوان برسيد و)آن را سر ببريد...»مائده٣/.
[**]...وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظٰاهِرَةً وَ بٰاطِنَةً...«...خداوند نعمتهاى خود را-اعم از نعمتهاى ظاهر و باطن-بر شما گستردهو افزون ساخت...»لقمان٢٠/.