شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٥٣ - سَرْمَد (قصص٧٢/ )
و به طور نامشروع»است.
در آيۀ ١٨ سورۀ حجر مىخوانيم:
إِلاّٰ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهٰابٌ مُبِينٌ.«مگر آن شيطانهايى كه«استراق سمع»(و خبرگيرى دزدكى)كنند كه شهاب آشكار آنها را تعقيب مىكند و به عقب مىراند».
اسم فاعل«سارق»و مؤنث آن«سارقة»است:
وَ السّٰارِقُ وَ السّٰارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمٰا...«مرد دزد و زن دزد دستهايشان را(به سزاى عملشان به عنوان مجازاتى كه از جانب خداى تعالى است)ببريد...»مائده٣٨/.
به طورى كه ملاحظه مىشود در اين جا مرد دزد بر زن دزد مقدم داشته شده در حالى كه در آيۀ حدّ زناكار،زن زانيه بر مرد زانى مقدم ذكر شده است،اين تفاوت شايد به خاطر آن باشد كه در مورد دزدى عامل اصلى بيشتر مردانند و در مورد ارتكاب زنا عامل و محرك مهمتر زنان بىبندوبار .
ضمنا واژۀ«سارقون»جمع«سارق»است كه در آيه ٧٠ سورۀ يوسف از آن نام برده شده است.[*](ج ٣٧٤/٤،ج ٤٣/١٠،ج ٤٢/١١.)
س ر م د
سَرْمَد:(قصص٧٢/.)[**]
به معنى«دائم و هميشگى»است،بعضى آن را از مادّۀ«سرد»به معنى«پىدرپى » دانستهاند و ميم آن را زايد مىدانند،ولى ظاهر اين است كه خود اين ماده مستقلا به معنى دائم و هميشگى است.
قابل توجه اين كه ارباب لغت تصريح كردهاند كه«سرمدى»به موجودى گفته مىشود كه نه آغاز دارد و نه انجام،ولى«ازلى»به چيزى گفته مىشود كه آغاز ندارد و«ابدى»به چيزى كه انجام ندارد.(ج ١٤٧/١٦.)
[*]...أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسٰارِقُونَ.«...اى اهل قافله شما(گروه)دزدانيد»يوسف٧٠/.
[**]...إِنْ جَعَلَ اللّٰهُ عَلَيْكُمُ النَّهٰارَ سَرْمَداً إِلىٰ يَوْمِ الْقِيٰامَةِ...«...هرگاه خداوند روز را تا قيامت بر شما جاويدان كند...»قصص٧٢/.