شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣١٤ - مَسْجُور (طور٦/ )
چهار انگشت ببرند»[١].
و به اين مضمون،احاديث ديگرى نيز نقل شده است[٢].ولى احاديثى كه در اين زمينه نقل شده غالبا بدون سند و يا با سند ضعيف است و از اين گذشته موارد نقضى دارد كه پاسخگويى از آن آسان نيست،مثلا در ميان فقهاى ما مسلم است كه اگر«سارق»براى دفعه دوم دزدى كند (بعد ازآنكه حد براى او جارى شده باشد)قسمت جلو پاى او را قطع مىكنند و پاشنه پا را سالم مىگذارند در حالى كه انگشت بزرگ پا نيز از اعضاى هفتگانۀ سجده است و همچنين در مورد «محارب»كه يكى از مجازاتهايش قطع قسمتى از دست و پاست.
سوم اين كه منظور از«مساجد»همان«سجود»است،يعنى همواره سجده بايد براى خدا باشد و براى غير او نمىتوان سجده كرد.
اين احتمال نيز خلاف ظاهر آيه است و شاهدى برآن نيست.
از جمعبندى آنچه گفته شد استفاده مىشود كه آنچه موافق ظاهر آيه مىباشد همان تفسير اول است و تناسب كاملى با آيات قبل و بعد در مورد توحيد و مخصوص بودن عبادت براى خدا دارد،و تفسير دوم ممكن است از قبيل توسعه در مفهوم آيه بوده باشد و امّا تفسير سوم شاهدى براى آن وجود ندارد.(ج ١٢٤/٢٥ تا ١٢٦.)
س ج ر
مَسْجُور:(طور٦/.)[*]
از مادّۀ«سجر»(بر وزن فجر)است و براى اين واژه دو معنى ذكر شده:
يكى«برافروخته »و ديگرى«مملو»،راغب در مفردات مىگويد:«سجر»به معنى « شعلهور ساختن آتش»است و آيۀ مورد بحث را به همين معنى مىداند،او سخنى از معنى دوم به ميان نياورده است،ولى مرحوم«طبرسى»در مجمع البيان،نخستين معنى را همين معنى ذكر مىكند و در بعضى از كتب لغت به آن اشاره شده است.[**]
[١]وسائل الشيعه،ج ٤٩٠/١٨(ابواب حدّ السرقة،باب ٤،حديث ٥).
[٢] نور الثقلين،ج ٤٣٩/٥-٤٤٠.
[*]وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ.«و درياى مملو و برافروخته»طور٦/.
**) براى اطلاع بيشتر دراينباره به جلد ١٧٤/٢٦-١٧٥،تفسير نمونه مراجعه فرماييد.