شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٧٠ - سُفَهاء (نساء٥/ )
معنى تراشيدن پوست و ظاهر چيزى گرفته شده است مانند تراشيدن چوب و چرم و مانند آن.
سفن الرّيح التّراب عن الارض.«باد خاك را از سطح زمين بر كند».
واژۀ«سفن»به چرم دسته شمشير و آهنى كه چيزى را مىتراشد نيز اطلاق شده است،لذا به اعتبار شكافتن و تراشيدن كه در معنى«سفن»است،كشتى را«سفينة»ناميدهاند(گويى پرده از روى آب بر مىدارد)سپس معنى اين واژه تعميم يافته و هر مركوب خوشخرام و راهوارى را «سفينة»گفتهاند.
اين كلمه،چهار بار در قرآن مجيد آمده و در سورۀ عنكبوت آيه مورد بحث،مراد از سفينة، كشتى نوح(ع)است.(راغب«مفردات»،قاموس قرآن)
س ف ه
سُفَهاء:(نساء٥/.)[*]
جمع«سفيه»و«سفه»(بر وزن تبه)در اصل به معنى كسى است كه بدنش سبك باشد و به آسانى جابجا شود؛به عبارت ديگر،يك نوع كموزنى و سبكى وزن است به طورى كه به هنگام راه رفتن تعادل حفظ نشود و بههمينجهت عرب به افسارهاى سبكوزن حيوانات كه ناموزون است و به هر طرف حركت مىكند«سفيه»مىگويد،سپس اين كلمه تدريجا در افرادى كه رشد فكرى ندارند و«سبكمغز »هستند بهكاررفتهاست ،خواه اين سبكمغزى در امور مادّى و دنيوى باشد يا در امور معنوى و اخروى.
ولى روشن است كه منظور از«سفاهت»در آيۀ مورد بحث،در خصوص امور مالى است به طورى كه شخص نتواند به علت عدم رشد كافى،سرپرستى اموال(خود يا ديگرى)را برعهده گيرد؛اين يك حكم كلى و عمومى براى همه است كه انسان نبايد در هيچ حال و در هيچ مورد، اموالى كه تحت سرپرستى اوست و يا زندگى او به آن بستگى دارد به دست افراد كمعقل و غير رشيد بسپارد و در اين زمينه از سوى پيشوايان اسلام روايات زيادى نقل شده است.
ضمنا كلمۀ«سفه»كه در آيۀ ١٣٠ سوره بقره آمده است از مادّه فوق گرفته شده است:
وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرٰاهِيمَ إِلاّٰ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ...«چه كسى-جز افراد سفيه و نادان-از آيين
[*]وَ لاٰ تُؤْتُوا السُّفَهٰاءَ أَمْوٰالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّٰهُ لَكُمْ قِيٰاماً...«و اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگى شما قرار دادهبه دست سفيهان ندهيد...»نساء٥/.