شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٠ - دُعاء (فصلت٤٩/ )
حالت نخست توجه به ذات پاك پروردگار و لذتى كه از اين توجه به آنها دست مىدهد كه قابل مقايسه با هيچ لذتى نيست.
حالت دوم لذتى است كه براثر تماس داشتن با مؤمنان ديگر در آن محيط پر از صلح و تفاهم پيدا مىشود كه بعد از لذت توجه به خدا از همه چيز برتر است.
حالت سوم لذتى است كه از انواع نعمتهاى بهشتى به آنها دست مىدهد و باز آنها را متوجه به خدا مىسازد و حمد و سپاس او را مىگويند.(ج ٢٣٤/٨ تا ٢٣٦.)
دُعاء:(فصلت٤٩/.)[*]
در اصل،اين واژه داراى معنى وسيعى است از جمله گاه به معنى«خواندنِ كسى»است و گاه به معنى«طلب كردن چيزى»است.در آيۀ مورد بحث به معناى دوم آمده،آيه مىگويد:
«انسان از طلب و تقاضاى نيكيها هرگز ملول و خسته نمىشود»(لاٰ يَسْأَمُ الْإِنْسٰانُ مِنْ دُعٰاءِ الْخَيْرِ).
در آيۀ ٥١ همين سوره مىخوانيم:
«...ولى هرگاه مختصر ناراحتى به او برسد تقاضاى فراوان و دعاى مستمر(براى بر طرف شدن آن)مىكند»(وَ إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعٰاءٍ عَرِيضٍ).فصلت٥١/.
در اين جا سؤالى مطرح است و آن اين كه در آيۀ اخير خوانديم«هنگامى كه به انسان شر و ناراحتى برسد دعاى عريض و مستمر دارد» ولى در آيۀ ٨٣ سورۀ اسراء آمده است:
...وَ إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ كٰانَ يَؤُساً.«هنگامى كه بدى به او برسد مأيوس مىشود».
سؤال اين است:دعاى مستمر و كثير دليل بر اميدوارى است،در حالى كه در آيۀ ديگر مىگويد او نوميد مىشود(وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ).فصلت٤٩/.
بعضى از مفسران در پاسخ اين سؤال،مردم را به دو گروه تقسيم كردهاند گروهى كه به هنگام سختيها بكلى مأيوس مىشوند و گروهى كه اصرار در دعا و جزع و فزع دارند[١].
بعضى ديگر گفتهاند:منظور از يأس،نوميدى از اسباب عادى است و اين منافات با
[*]لاٰ يَسْأَمُ الْإِنْسٰانُ مِنْ دُعٰاءِ الْخَيْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ.فصلت٤٩/.
[١] روح البيان،ج ٢٨٠/٨.