شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٥٢ - سَيّارة (يوسف١٩/ )
و آثار گذشتگان را در دل زمين و يا در روى خاك با چشم خود ببينند و از مشاهدۀ آن عبرت گيرند.
آرى در اسلام نيز جهانگردى وجود دارد و به آن اهميت زيادى داده شده است،اما نه بسان توريستهاى هوسران و هوسباز امروز،بلكه براى تحقيق و بررسى آثار و سرنوشت پيشينيان و مشاهدۀ آثار عظمت خداوند در نقاط مختلف جهان،و اين همان چيزى است كه قرآن نام آن را«سير فى الارض»گذارده و طىّ آيات متعددى به آن دستور داده است.[*](ج ١٠٤/٣، ج ٤٥٨/١٦-٤٥٩.)
سَيّارة:(يوسف١٩/.)[**]
چنان كه«راغب»گويد به معنى«گروه و جماعت»است.
تفسير نمونه مىگويد،كاروان را به اين جهت«سيّاره»گفتهاند كه دائما در سير و حركت است.
آيۀ مورد بحث دربارۀ به چاه افكندن يوسف و رسيدن كاروانى است كه موجبات نجات وى را فراهم آورد او در تاريكى وحشتناك چاه ساعات تلخى را گذارنده بود،اما ايمان به خدا و آرامش حاصل از ايمان،نور اميد بر دل او افكند و به او تاب و توان داد كه اين تنهايى وحشتناك را تحمل كند.
چند روز از اين ماجرا گذشت،بعضى از مفسران سه روز و بعضى دو روز نوشتهاند،به هر حال«كاروانى سر رسيد»(وَ جٰاءَتْ سَيّٰارَةٌ)يوسف١٩/.
و در آن نزديكى منزل گزيد،پيداست نخستين حاجت كاروان تأمين آب است،لذا كسى را كه مأمور آب آوردن بود به سراغ آب فرستادند،مأمور آب،دلو خود را در چاه افكند.
يوسف از قعر چاه متوجه شد كه سر و صدايى از فراز چاه مىآيد و به دنبال آن،دلو و طناب را ديد كه بسرعت پايين مىآيد،فرصت را غنيمت شمرد و از اين عطيۀ الهى بهره گرفت و بىدرنگ به آن چسبيد.
[*]مطالب بالا،پيرامون«سير در ارض»خلاصهاى از مباحث مبسوطى است كه در تفسير نمونه،مجلدات زير آمدهاست:جلد ٣،صفحه ١٠٢(جهانگردى«سير در ارض»).جلد ١٠،صفحه ٩٧،جلد ١٦،صفحه ٤٥٨(فلسفۀ سير در ارض).جلد ١٨،صفحه ٢٩٩.
[**]وَ جٰاءَتْ سَيّٰارَةٌ...«و كاروانى فرارسيد ...»يوسف١٩/.