شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٨٩ - تَصديق (يونس٣٧/ )
دربارۀ«ادريس»پيامبر بزرگ خدا نيز همين تعبير آمده است(مريم٥٦/.) در مورد«مريم»(مادر حضرت مسيح)نيز مىخوانيم:...وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ.مائده٧٥/.
و در بعضى از آيات قرآن«صدّيقين»همرديف پيامبران ذكر شدهاند:
وَ مَنْ يُطِعِ اللّٰهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدٰاءِ وَ الصّٰالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولٰئِكَ رَفِيقاً.«كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند(در قيامت)همنشين كسانى خواهد بود كه خدا نعمتش را بر آنها تمام كرده،از پيامبران و«صديقين»و شهدا و صالحين،و آنها رفيقهاى خوبى هستند»نساء٩٦/.
خداوند در قرآن خطاب به پيامبر اكرم(ص)،«اسماعيل»بزرگترين فرزند«ابراهيم»(ع) را«صادق الوعد»خوانده است:
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتٰابِ إِسْمٰاعِيلَ إِنَّهُ كٰانَ صٰادِقَ الْوَعْدِ وَ كٰانَ رَسُولاً نَبِيًّا.«در كتاب آسمانى خود از اسماعيل ياد كن كه او در وعدههايش«صادق»و رسول و پيامبر بزرگى بود»مريم٥٤/.
در روايتى مىخوانيم:اين كه خداوند اسماعيل(ع)را،صادق الوعد شمرده به خاطر اين است كه او به قدرى در وفاى به عهدش اصرار داشت كه با كسى در محلى وعدهاى گذاشته بود،او نيامد،اسماعيل همچنان تا يك سال در انتظار او بود!هنگامى كه بعد از اين مدت آمد، اسماعيل گفت:من همواره در انتظار تو بودم[١]! در حقيقت تا انسان«صادق»نباشد،محال است به مقام والاى رسالت برسد چرا كه اولين شرط اين مقام،آن است كه وحى الهى را بىكموكاست به بندگانش برساند.(ج ٧٦/١٣ و ٩٥ ج ٣٤٩/٢٣ و ٣٥٤-٣٥٥.)
تَصديق:(يونس٣٧/.)[**]
به درستى چيزى اقرار كردن است[***].اين آيه پاسخ ديگرى به سخنان نارواى مشركان
[*]صفت«صدّيق»به قدرى اهمّيت دارد كه در آيه،حتّى قبل از صفت«نبوت»بيان شده،گويى زمينهساز شايستگىبراى پذيرش نبوت است.
١) اصول كافى،ج ٨٦/٢.
[**]وَ مٰا كٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرىٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ...«شايسته نيست(و امكان نداشت)كهاين قرآن بدون وحى الهى به خدا نسبت داده شود،ولى تصديقى است براى آنچه پيش از آن است(از كتب آسمانى)...»يونس٣٧/.
[***] در آيه ٨٩ سورۀ بقره آمده است:...مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ...«... گواهىدهندۀ آن چيزى است كه با آنهاست(يعنى