شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦١٠ - مَصْفُوفَة (طور٢٠/ )
ايستادهايم»،«و ما همگى تسبيح او مىگوييم»صافات١٦٤/،١٦٥،١٦٦.
آرى ما بندگانيم كه جان و دل بر كف داريم،همواره چشم بر امر،و گوش بر فرمانش سپردهايم.
در حقيقت آيات سهگانۀ فوق به سه قسمت از صفات فرشتگان اشاره مىكند:
نخست اين كه هركدام رتبه و منزلتى دارند كه از آن تجاوز نمىكنند،ديگر اين كه آنها دائما آمادۀ اطاعت فرمان خدا در عرصۀ آفرينش و اجراى اوامر او در پهنه عالم هستى هستند،سوم اين كه آنها پيوسته تسبيح خدا مىگويند و او را از آنچه لايق مقامش نيست منزه مىشمرند.
از آنجا كه اين دو جمله(آيات ١٦٥ و ١٦٦)از نظر ادبيات عرب مفهومش«حصر»است، بعضى از مفسران از آن چنين استفاده كردهاند كه فرشتگان با اين عبارت مىخواهند بگويند تنها ما مطيع فرمان خدا هستيم و تسبيحكنندۀ واقعى او نيز ماييم،اشاره به اين كه«اطاعت»و «تسبيح»بنى آدم در برابر كار فرشتگان چيز قابل ملاحظهاى نيست.(ج ١٨٣/١٩.)
صَوافّ:(حج٣٦/.)[*]
جمع«صافّه»به معنى«صف كشيده»است.آيۀ مورد بحث كيفيت قربانى كردن شتران را در يك جملۀ كوتاه چنين بيان مىكند:
«...نام خدا را(هنگام قربانى كردن آنها)در حالى كه به صف ايستادهاند ببريد...» به طورى كه در روايات وارد شده منظور اين است كه دو دست شتر قربانى را از مچ تا زانو در حالى كه ايستاده باشند با هم ببندند تا به هنگام نحر زياد تكان به خود ندهد و فرار نكند.
بعضى در معناى واژۀ«صوافّ»گفتهاند:شترانى كه پاهاشان را براى قربانى به صف مىكشند به ترتيبى كه يكدست آنها را به زانو بسته و با يكدست و دو پا ايستاده باشند[**].(ج ١٠٧/١٤.)
مَصْفُوفَة:(طور٢٠/.)[***]
اسم مفعول از ماده«صف»به معنى«در بر يكديگر نهاده شده»(متصل و كنار يكديگر)
[*]...فَاذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَيْهٰا صَوٰافَّ...حج٣٦/.
[**] تبيين اللغات لتبيان الآيات،ج ٦٤٨/١.
[***]مُتَّكِئِينَ عَلىٰ سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ.«اين در حالى است كه بر تختهاى صفكشيده در كنار هم تكيه مىكنند...»طور٢٠/.