شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٦٠ - مصباح (نور٣٥/ )
داشت و نه سپيدى آغاز شب و شفق،بلكه آفتاب همانند يك ميهمان ناخوانده بدون هيچ مقدمه سر از افق مشرق بر مىداشت و نور خيرهكننده خود را در چشمهايى كه به تاريكى شب عادت كرده بود فورا مىپاشيد،و به هنگام غروب مانند يك مجرم فرارى،يكمرتبه از نظرها پنهان مىشد و در يكلحظه ،تاريكى و ظلمت وحشتناكى همه جا را فرامىگرفت ،اما وجود جوّ زمين و فاصلهاى كه در ميان تاريكى شب و روشنايى روز به هنگام طلوع و غروب آفتاب قرار دارد، انسان را تدريجا براى پذيرا شدن هريك از اين دو پديدۀ متضاد آماده مىسازد و انتقال از نور به ظلمت و از ظلمت به نور به صورت تدريجى و ملايم و كاملا مطبوع و قابل تحمل انجام مىگردد.
(ج ٣٥٨/٥-٣٥٩.)
مُصبحين:(حجر٨٣/.)[*]
[در آيندگان در صبح]از ماده«صبح»به معنى«بامداد و طلوع فجر»است.
آيه مورد بحث،ناظر به عذاب مرگبارى است كه به اصحاب حجر(قوم ثمود)نازل شد، مىفرمايد:
«سرانجام صيحۀ آسمانى صبحگاهان دامانشان را گرفت» اين صيحه،صداى صاعقۀ مرگبارى بود كه بر خانههاى آنها فرود آمد و آنچنان كوبنده و تكاندهنده و وحشتناك بود كه اجساد بىجانشان را به روى زمين افكند.
خوب،چه انتظارى دربارۀ چنين قومى(اصحاب حجر)مىتوان داشت،جز اين كه طبق قانون«انتخاب اصلح الهى»و ندادن حق ادامۀ حيات به اقوامى كه بكلى فاسد و مفسد مىشوند، بلاى نابود كنندهاى بر سر آنها فرود آيد و نابودشان سازد.(ج ١٢٤/١١.)
مصباح:(نور٣٥/.)[**]
به معنى خود«چراغ»است كه معمولا با فتيله و يك مادّۀ روغنى قابل اشتعال،افروخته مىشده است و جمع آن«مصابيح»است(فصلت١٢/.) آيۀ مورد بحث مىگويد:«...مثل نور خداوند همانند چراغدانى است كه در آن چراغى(پر
[*]فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ.هجر٨٣/.
[**]مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكٰاةٍ فِيهٰا مِصْبٰاحٌ الْمِصْبٰاحُ فِي زُجٰاجَةٍ الزُّجٰاجَةُ كَأَنَّهٰا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبٰارَكَةٍ زَيْتُونَةٍلاٰ شَرْقِيَّةٍ وَ لاٰ غَرْبِيَّةٍ...نور٣٥/.