شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٥٧ - ضاحك (نمل١٩/ )
جملههاى بعد در همين آيه استفاده مىشود كه او نه تنها تعجب كرده بلكه صدا زد:واى بر من، مگر ممكن است من پيرزن فرزند آورم؟! به هر حال اين احتمال در تفسير آيه بسيار بعيد به نظر مىرسد.(ج ١٧٠/٩-١٧١.)
فَلْيَضْحَكُوا:(توبه٨٢/.)[*]
از مادّۀ«ضحك»به معنى«خنديدن»است.اين آيه اشاره مىكند كه منافقان به گمان اين كه پيروزى به دست آوردهاند.و با تخلف از جهاد و دلسرد كردن بعضى از مجاهدان به هدفى رسيدهاند،قهقهه سر مىدهند و بسيار مىخندند،همان گونه كه همه منافقان در هر عصر و زمان چنينند.
ولى قرآن به آنها اخطار مىكند كه«بايد كمتر بخندند و بسيار بگريند»گريه براى آيندۀ تاريكى كه در پيش دارند و اگر از مجازاتهاى دردناكشان آگاه شوند كمتر خواهند خنديد.
گروهى از مفسران احتمال ديگرى در معنى اين جمله دادهاند و آن اين كه:اينها هر قدر بخندند با توجه به عمر كوتاه دنيا خندۀ آنان كم خواهد بود و در آخرت آنقدر بايد گريه كنند كه گريههاى دنيا در برابر آن ناچيز است.
ولى تفسير اول با ظاهر آيه و تعبيرات مشابه آن سازگارتر است.
بسيارى از مفسران حديث معروفى از پيامبر(ص)نقل كردهاند كه فرمود:«اگر آنچه من(از كيفرهاى هولناك قيامت)مىدانم شما هم مىدانستيد،كم مىخنديديد و بسيار گريه مىكرديد».
(ج ٦٤/٨-٦٥.)
ضاحك:(نمل١٩/.)[**]
اسم فاعل از مادّۀ«ضحك»(خنديدن)و مؤنث آن«ضاحكة»است[***].اين آيه بخشى از داستان مورچگان و سليمان(ع)است،آنجا كه مورچهاى گفت:اى مورچگان!به لانههاى خود برويد تا سليمان و لشكرش شما را پاىمال نكنند در حالى كه نمىفهمند.«سليمان از سخن او تبسّمى كرد و خنديد...»(فَتَبَسَّمَ ضٰاحِكاً)نمل١٩/.
[*]فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلاً وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً جَزٰاءً بِمٰا كٰانُوا يَكْسِبُونَ.«آنها بايد كمتر بخندند و بسيار بگريند،اين جزاى كارهايىاست كه انجام مىدادند»توبه٨٢/.
[**]فَتَبَسَّمَ ضٰاحِكاً مِنْ قَوْلِهٰا...نمل١٩/.
[***]ضٰاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ.«(در چنين روز،رويهايى)خندان و شادمان است»عبس٣٩/.